گر نبودى بودِ تو ، كى بود عالم را وجود ،
344
گر نگهدار من آن است كه من مىدانم ؛
2087
گشته است واژگونه همه رسمهاى خلق ،
262
گوش تو پُر بوده است از طمع خام ؛
513
لشكر نفس و روح ضدّ هماند ،
253
لعنت به فلان كه ظلم ناحق فنّ اوست ،
397
ما را ز دين كهن ، ننگ نيست ،
212
مپندار اگر شير و گر روبهى ،
272
مجو بذل از فلك كو خاكور گنج فريدونش ،
255
مدّتى بگذشت نامد زو خبر ،
604
مرد صورت مباش كز صورت ،
256
مردم او جمله فرشته سرشت ؛
2326
مردى كه هيچ جامه ندارد به اتّفاق ،
249
مرنجان دل ذرّه و پشّهاى ،
250
مصطفى ختم رسل شد در جهان ؛
731
معاليت برتر است ، ز مدحت مادحين ،
342
مفلس است و او ندارد هيچ چيز ؛
512
من آن چه شرط بلاغ است با تو مىگويم ؛
2058
منسوخ شد مروّت و معدوم شد وفا ،
261
مىدمد ، مىسوزد ، اين نقّات كو ،
606
ناطق كامل چه خوان باشى بود ،
605
نامحرمان بسازيد با جاهلى و پستى ؛
1729
نفس و زن چون گردند اهل خرد ،
253
نه ادراك بر كنه ذاتش رسد ،
295