بود خار و گل با هم اى هوشمند ! ،
272
بوديم هم چه نافه ، همه عمر در خطا ،
248
به امير دين هادى بگو ؛
731
به كوششِ توان دجله را پيش بست ،
272
به ميزان عقل آن بود با عيار ،
273
به نور طلعت او ديدهام چو گشت منور ؛
2639
بيا اى امام هدايت شعار ؛
748
بينى تو بغا ملك مغيّر گشته ،
52
پس وز آنجا رسول فلك احتشام ؛
1416
پيش گاوى سجده كردى از خرى ؛
1758
تا درون چهار طاق خيمهء فيروزهاى ،
265
تا قلم در دست غدارى بود ؛
2017
تا كى از گفتار ، دعوىّ مسلمانان كنى ،
257
تا كى به زير هر خس و ناكس نشينيم ،
246
تا نماند هيچ شخصى بينوا ،
605
ترسم كه آشوب لبش ؛
1755
تو دانى كه قرنى كه آمد نخست ،
273
جان گرگان و سگان از هم جداست ،
252
جايى دگر گزين و بنا كن تو خانهاى ،
244 ، 268
جفا مكن به غريبان كه هر كه غريب ديد ،
271
جمع سازيم آن همه اعضاش را ،
606
جهّال در تنعّم و ارباب فضل را ،
272
چشم را بگشا حشر را پيدا ببين ،
607
چشم فلك نديد و نه گوش ملك شنيد ؛
2322