به روايت نبوى صلّى اللّه عليه و آله : آسمان چيزى از باران خود نمىگذارد مگر آنكه آن را پىدر پى مىفرستد و زمين چيزى از گياه خود را نمىگذارد مگر آنكه آن را ظاهر مىكند تا اينكه زندهها مردگان را آرزو مىكنند ؛ « 1 » يعنى كاش زنده مىشدند و مىديدند .
در احتجاج « 2 » شيخ طبرسى از امير المؤمنين عليه السّلام مروى است كه در قصّهء آن جناب فرمود : در عهد او زمين گياه خود را بيرون مىآورد و آسمان بركت خود را نازل مىكند و قريب به آن در خصال مروى است و گذشت كه فرمود : در آن زمان زن از عراق به شام مىرود و پاى خود را جز بر گياه نمىگذارد . « 3 »
در اختصاص « 4 » شيخ مفيد از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مروى است كه فرمود : چون وقت خروج قائم عليه السّلام شود ، منادى از آسمان ندا كند : اى مردم ! مدّت جبّارين از شما منقطع شد و بهترين امّت محمد ولىّ امر شده ، تا اينكه فرمود : پس در آن زمان مرغان در آشيان خود جوجه گذارند و ماهيان در درياهاى خود و نهرها جارى شوند ، آب چشمهها بسيار شود و زمين ، ضعف ثمر و رزق خود را بروياند .
در عقد الدرر « 5 » از آن حضرت مروى است كه در قصّهء مهدى عليه السّلام فرمود : اهل آسمان و زمين ، مرغان ، وحشيان و ماهيان در دريا به او مسرور مىشوند ، باران در دولت او ، زياد و نهرها كشيده مىشود ، زمين ثمر خود را مضاعف مىكند و گنجهاى خود را بيرون مىدهد .
سيّد على بن طاوس از صحيفهء ادريس نبى در كتاب سعد السعود « 6 » نقل كرده در ضمن سؤال ابليس كه پروردگارا ! مرا مهلت ده تا روزى كه خلق مبعوث مىشوند و جواب خداوند كه نه ! و لكن تو تا روز وقت معلوم از مهلتدادهشدگانى ، بهدرستىكه
هامش
( 1 ) . ر . ك : العمده ، ص 436 ؛ مصنف عبد الرزاق ، ص 372 ؛ تذكرة الحفاظ ، ج 3 ، ص 738 .
( 2 ) . الاحتجاج ، ج 2 ، ص 11 .
( 3 ) . الخصال ، ص 626 .
( 4 ) . الاختصاص ، ص 208 .
( 5 ) . عقد الدرر فى اخبار المنتظر ، ص 149 .
( 6 ) . سعد السعود ، ص 34 .