فرمود : علامتش آن است كه در سن ، پير و به صورت ، جوان باشد ، طورىكه نظركنندهء به آن حضرت گمان برد در سنّ چهل سالگى يا كمتر از آن است ، ديگر از نشانههاى آن حضرت اين است كه به گذشتن شبها و روزها بر آن حضرت ، پيرى بر ايشان راه نيابد تا زمانى كه اجل آن سرور فرا رسد . « 1 »
شبههء شهرستانى در اين خصيصه و جواب آن در صبيحهء ششم از عبقريّهء سوّم بساط سوّم ذكر شده است ، فارجع و تبصّر و لا تغفل .
[ رفتن وحشت از ميان حيوانات ] 5 نجمة
ايضا بيستمين خصوصيّت آن حضرت آن است كه وحشت و نفرت از ميان حيوانات بعضى با بعضى و ميان آنها و انسان مىرود و عداوت از ميان همهء آنها برمىخيزد ؛ چنانكه پيش از كشته شدن هابيل بود .
شيخ صدوق در خصال « 2 » از امير المؤمنين عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : اگر قائم ما خروج كند ، ميان درّندگان و بهايم صلح مىشود ، حتّى اينكه زن ميان عراق و شام راه مىرود ، پاى خود را جز بر گياه نمىگذارد و زينتهاى او بر سرش است ، هيچ زندهاى او را به هيجان نمىآورد و نمىترساند .
از تأويل الايات « 3 » شيخ شرف الدين گذشت كه گوسفند ، گرگ ، گاو ، شير ، مار و انسان از يكديگر مأمون شوند .
در عقد الدرر « 4 » از امير المؤمنين عليه السّلام مروى است كه فرمود : در قصّهء مهدى عليه السّلام كه چرا مىگويند گوسفند و گرگ در يك مكاناند ، اطفال با مارها بازى مىكنند و
هامش
( 1 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 652 .
( 2 ) . الخصال ، ص 262 .
( 3 ) . تأويل الايات ، ص 663 .
( 4 ) . عقد الدرر فى اخبار المنتظر ، ص 159 .