روايت نمايم و نقل كنم .
كتاب الغيبه ، السنه ، الزاهد فى الاخبار ، المنهاج و كتاب الفرايض ، از آنهاست ، ظاهر آن است كه مراد او از نشستن شيخ مذكور در مجلس درس سيّد و شيخ ، نيابت كردن او از ايشان در تدريس و تعليم بود ، نه استفاده ؛ چنانكه از كلام اخير معلوم مىشود و اللّه العالم .
9 - از جمله نيز در آنجاست كه جناب ابو الحسن على بن محمد بن ابى القاسم العلوى الشهرانى ، رحمه اللّه عالم صالحى است و او حضرت بقية اللّه صاحب الامر - صلوات اللّه عليه و على آبائه - را مشاهده نمود و از آن جناب احاديثى روايت مىكند . « 1 »
10 - از جمله آيت اللّه علّامه حلّى در كتاب ايضاح الاشتباه « 2 » فرموده : به خطّ صفى الدين بن محمد يافتم كه فرمود :
برهان الدين قزوينى - وفقّه اللّه تعالى - مرا خبر داد كه فرمود : شنيدم سيّد فضل اللّه راوندى مىفرمايد : اميرى وارد شد كه به او عكبر مىگفتند ، يكى از ما گفت : او عكبر بفتح عين است .
سيّد فرمود : چنين نگوييد ، بلكه عكبر - بضمّ عين و با است - و شيخ اصحاب ما ، هارون بن موسى التلعكبرى - بضمّ عين و با - هم ، چنين است و فرمود : در قريهاى از قراى همدان كه به آن ورشيد مىگويند ، اولاد اين عكبر هستند كه اسكندر بن دربيس بن عكبر از ايشان است ، او از امراى صالحين و از كسانى بود كه چند دفعه خدمت حضرت قائم - صلوات اللّه عليه - شرفياب شد ، نيز از سيّد فضل اللّه نقل كرد : عكبر ، ماوى ، دبيان و دربيس در عراق ، امراى شيعه بودند و وجوه ايشان و متقدّم ايشان و از كسانى كه خنصر ؛ يعنى انگشت كوچك بر او عقد مىشد ، اسكندرى است كه پيشتر ذكر شد ، انتهى .
هامش
( 1 ) . ر . ك : الفهرست منتجب الدين ، ص 78 .
( 2 ) . الايضاح الاشتباه ، ص 315 .