حديث او منكر است . . . ، الخ . « 1 »
( ط ) عبد اللّه بن مسلم بن قتيبهء دينورى لغوى نحوى ، صاحب كتاب معارف كه ابن خلّكان و غيره مدح بليغى از او كردهاند و در ميزان ، از حاكم نقل كرده : امّت اجماع كردند بر اينكه او كذّاب بود . « 2 »
( ى ) اسد بن عمر كه از اعاظم علما و تلميذ رشيد ابو حنيفه بود و در بغداد و واسط ، قضاوت داشت ، در ميزان « 3 » بعد از نقل توثيق او از خطيب و غيره از يحيى بن معين نقل كرده : او كذّاب بود و چيزى نبود و ابن حبّان گفته : او براى مذاهب ابو حنيفه حديث درست مىكرد .
براى مثال بايد به اين عشرهء منذره قناعت كرد ، كلام عن السّراج الدّين البلقيني في قدح ابو هريره بكذبه اليقينى .
[ احوال روات عامّه ]
اين ناچيز گويد : اين حال اكابر علماى عامّه بود كه استادنا المحدّث النورى قليلى از كثير آنها را نقل فرموده ، امّا حال صحابه و روات ايشان ، اشنع و افضع از اين است ، چنانكه بر متتبّع در كتب موضوعهء ايشان براى تراجم صحابه ؛ مثل اصابهء ابن حجر و اسد الغابه و استيعاب و غيرهما و در تراجم روات ؛ مثل ميزان ذهبى و انساب سمعانى در تراجم رواتى كه نقل مىكند و خلاصهء تذهيب الكمال في اسماء الرّجال و غيرها غيرسيتر است .
[ احوال ابو هريره ]
ما از جمله به نقل آنچه شيخ سراج الدين بلقينى - كه از بزرگان علماى ايشان و استاد فاضل سيوطى است - در حقّ ابو هريره ، اوّل راوى از صحابه در نزد آنها ، گفته ،
هامش
( 1 ) . ميزان الاعتدال ، ج 2 ، ص 66 .
( 2 ) . همان ، ص 502 .
( 3 ) . همان ، ج 1 ، ص 206 .