( د ) محمد عمر واقدى كه او را عالم دهر و امين مردم بر اسلام و بعضى او را امير المؤمنين در حديث مىدانند ، با اين حال خوارزمى در مسند ابو حنيفه از يحيى بن معين نقل كرده ، گفت : واقدى بيست هزار حديث بر پيغمبر خدا وضع كرد و از احمد حنبل نقل نموده ، گفت : واقدى اسانيد را تركيب مىكند ، ابن مدينى گفته : حديث او را نبايد نوشت و شافعى گفته : كتب او دروغ است .
( ه ) محمد بن اسحاق ، صاحب سير و مغازى كه شافعى گفته : هر متبحّرى در سير ، به او محتاج است ، سعيد بن حجّاج او را امير المؤمنين در حديث گفته و مالك معروف ، او را دروغگويى از دروغگويان مىدانست ؛ چنانچه در ميزان الاعتدال ذهبى « 1 » است .
( و ) نعيم بن حماد صاحب كتاب فتن و غيره ، در ميزان ، از ازدى نقل كرده : او در تقويت سنّت ، حديث و در عيب ابى حنيفه حكاياتى از علما وضع مىكرد كه همهء آنها دروغ است . « 2 »
( ز ) حافظ محمد بن عثمان بن ابى شيبه كه از اكابر علما است و سمعانى در انساب « 3 » ، مدح بليغى از او كرده و ذهبى نيز در ميزان « 4 » ، او را حافظ عالم بصير به حديث و رجال دانسته ، با اين حال عبد اللّه بن احمد بن حنبل به او كذّاب مىگفت ، ابن خراش ، او را واضع حديث مىدانست ، ذهبى از عبد اللّه بن اسامهء كلبى و ابراهيم بن اسحاق صرّاف و داود بن يحيى نقل كرده : ايشان او را كذّاب مىدانستند و داود مىگفت :
او چيزها بر قومى وضع كرده بود كه هرگز به آن خبر نداده بودند . « 5 »
( ح ) زبير بن بكّار معروف كه از اكابر علماى ايشان و استاد در فنّ تاريخ و نسب و قاضى مكّه بود و او را به مناقب جليل مدح كردهاند . شيخ حافظ ابو الفضل على بن عنبر سليمانى ؛ چنانچه در ميزان است ، او را در عداد واضعين حديث شمرده و گفته :
هامش
( 1 ) . ميزان الاعتدال ، ج 3 ، صص 474 - 468 .
( 2 ) . همان ، ج 4 ، ص 269 .
( 3 ) . الانساب ، ج 4 ، ص 141 .
( 4 ) . ميزان الاعتدال ، ج 3 ، ص 642 .
( 5 ) . ميزان الاعتدال ، ج 3 ، ص 643 .