اليقين او حجّت خدا بر ايشان بود و مع ذلك در اوايل شب از آنها غايب گرديد و هنگام طلوع صبح عذاب بر ايشان نازل گرديد . بنابراين در آن چند ساعت ، غيبت حجّت به عمل آمد و مكرّر گفته شد در غيبت حجّت الهى از خلق ، فرقى ميان زمان اندك و بسيار نيست ، پس چنانچه در زمان اندك جايز و واقع است ، در زمان بسيار هم ، مانعى براى آن نيست .
و هو المدّعى ايقاظ للخاطى بكيفيّة موت اللاطى
در بحار « 1 » به سند معتبر از حضرت صادق عليه السّلام منقول است : هيچ بندهاى از دنيا بيرون نمىرود كه عمل قوم لوط را حلال شمارد مگر آنكه خدا سنگى از آن سنگها بر جگر او مىزند كه مرگش در آن است و ليكن خلق آنرا نمىبينند .
تذييل جليل في نسبة اللوط مع الخليل
در حيات القلوب آمده : مشهور ميان مفسّرين آن است كه حضرت لوط ، پسر برادر حضرت ابراهيم بود و لوط ، پسر هاران ، پسر تارخ بود و بعضى گفتهاند : پسر خالهء حضرت ابراهيم بود و بنابر قول اخير ساره ، خواهر لوط بود و اين اقوى است . « 2 »
[ غيبت حضرت يعقوب ] 9 صبيحة
نهمين حجّت الهى كه غيبت براى او حاصل شده ، حضرت يعقوب عليه السّلام است . بنابر آنچه در كتب معتبرهء سير و تواريخ ؛ مثل اخبار الدول « 3 » ، ناسخ التواريخ ، حبيب السير « 4 » و غير اينها مذكور شده ، كيفيّت آن بر اين وجه است : چون حضرت
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 12 ، ص 160 .
( 2 ) . همان ، ص 143 .
( 3 ) . اخبار الدول و آثار الاول ، ج 1 ، ص 100 - 96 .
( 4 ) . تاريخ حبيب السير ، ج 1 ، صص 59 - 58 .