آن امامى كه حسين بن على بن ابى طالب عليهم السّلام بر او بيرون خواهد آمد و در زمان او رجعت خواهد نمود ، به درستى كه براى او فرزندى نخواهد بود .
ابن ابى حمزه ، چون اين سخن را از آن حضرت شنيد ، گفت : راست گفتى ، فدايت شوم ! از جدّت چنين شنيدم كه بيان فرمودى .
در نجم ثاقب در توجيه اين خبر چنين فرموده : ظاهر آن است كه ، مراد حضرت از نبودن فرزند براى قائم عليه السّلام ، فرزندى كه امام باشد ، نمىباشد ، بلكه ؛ يعنى آن جناب ، خاتم الاوصياست و فرزند امام ندارد يا آنگاه كه حسين بن على عليهما السّلام رجعت خواهد كرد ، او فرزند ندارد ، بنابراين با اخبار مذكور منافات ندارد .
اين ناچيز گويد : توجيه اوّل ، اقرب به صواب است ، زيرا براى او شاهدى از قول اخيار هست ، چنانكه شيخ طوسى رحمه اللّه در غيبت خود فرموده :
امّا كسى كه گفته براى خلف ، ولد است و ائمّه سيزده نفرند ؛ قولش فاسد است به واسطهء دليلى كه ما بر دوازده نفر بودن آن بزرگواران اقامه نمودهايم . پس طرح نمودن اين قول واجب است .
ايضا در نجم ثاقب « 1 » است كه سيّد محمد حسينى ، ملقّب به مير لوحى ، تلميذ محقّق داماد رحمه اللّه ، بعد از ذكر اين خبر حسن بن على خرّاز در كتاب كفاية المهتدى « 2 » گفته :
كمترين خبر معتبر مدنية الشيعه و جزيرهء اخضر و بحر ابيض را كه در آن مذكور است حضرت صاحب الزمان عليه السّلام چند فرزند دارد ، با اين حديث صحيح در كتاب رياض المؤمنين توفيق نموده ، هركه مىخواهد بر آن اطّلاع يابد ، به كتاب مذكور رجوع نمايد و چون كتاب رياض المؤمنين در دست نيست ، توفيق آن مرحوم ، ميان اين حديث صحيح و خبر مدنية الشيعه و جزيرهء خضراء معلوم نشد ، ظاهرا به همان نحوى باشد كه استادنا المحدّث ، توفيق ميان آنها را در نجم ثاقب بيان فرمود .
هامش
( 1 ) . نجم ثاقب در احوال امام غايب ، ج 2 ، ص 478 .
( 2 ) . كفاية المهتدى [ گزيده ] ، ص 318 ، ذيل حديث چهلم .