از آنجايى كه او مورد امانت حجج سابقين از انبيا و مرسلين است ، لذا هنگام ظهور ، كما هو المأثور مىفرمايد : « من يريد أن ينظر إلى آدم و شيث فها أنا ذاك آدم و شيث . . . ، الخ » . « 1 » از اينجاست كه معجزات تمام انبيا ، از او صادر مىشود ، چنانچه در اخبار گزارشات زمان ظهور وارد است .
فايدهء پنجم : ابقاء الحق فى الخلق محفوظ ماند ، زيرا ممكن است تمام خلق ، غير از امام ، بر خلاف حق باشند ، در آنوقت قاعدهء وجوب ابقاء الحقّ فى الخلق كه قاعدهء لطف ، آنرا اقتضا نموده ، منحزم مىشود و تمام خلايق بر باطل مىمانند و اين منافى با لطف است كه خلقى باشند ولى ابدا حقّ در ميان ايشان وجود نداشته باشد .
فوايد ديگرى براى وجود شريفش مىباشد كه در جواب از شبههء آتيه به احسن تقرير و اوجز تحرير ، بيان خواهند گرديد .
[ شبههء نوزدهم : عدم فرق ميان وجود و عدم امام غايب ] 20 صبيحة
بدان شبههء نوزدهم مخالفين در ساحت امامت حضرت ولىّ عصر و ناموس دهر - عجّل اللّه فرجه الشّريف - اين است : امامى كه غايب باشد ، طورى كه نتوان خدمتش رسيد و به وجودش منتفع گرديد ، پس چه فرقى ميان وجود و عدم او است ؟ چرا اين جايز نباشد كه خدا او را بميراند يا معدوم گرداند ، تا زمانى كه بداند رعيّت از او تمكين مىنمايند و تسليم امر او مىشوند ، آنگاه او را زنده كند يا موجود گرداند ، چنانكه شما اماميّه تجويز نمودهايد ؛ خدا غيبت را براى او مباح كرده ، تا زمانى كه رعيّت از او تمكين كنند ، آنگاه او را ظاهر فرمايد .
[ جواب اين شبهه ]
جواب اين شبهه :
اولا : علاوه بر آنچه در جواب از شبههء سابق ذكر شد ، مىگوييم : سابقا ذكر شد كه
هامش
( 1 ) . مختصر بصائر الدرجات ، ص 184 ؛ مدينة المعاجز ، ج 1 ، ص 264 ؛ بحار الانوار ، ج 17 .