صدوق فرمود : خبر خداى تعالى صحيح است كه فرموده : نوح به دو هزار سال مبعوث شد ، مگر پنجاه سال .
امير فرمود : اين صحيح است ، و ليكن زمان اينقدر عمر را متحمّل نمىشود .
صدوق فرمود : خدا كه زمان را متحمّل مىكند ، زمان اينرا هم متحمّل مىشود و پيغمبر فرمود : هرچه در امم سابقه واقع شده ، در امّت من نيز ، واقع مىشود و چون زمان ، متحمّل اين مقدار عمر هست ، لذا بايد چنين عمرى در اشهر اشخاص آدميان واقع شود و آن ، حضرت صاحب الزمان و اين سنّت ، در او جريان يافته است .
امير گفت : با وجود غيبت ، چه مصلحتى در وجود آن حضرت است ؟
صدوق فرمود : وجودش براى بقاى آسمان و زمين مىباشد و الّا آسمان و زمين ، فانى مىشوند ، آسمان ، قطرهاى نازل نمىكند و زمين ، بركت خود را بيرون نمىدهد ، كما قال اللّه تعالى :
وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ
« 1 » .
پس چون به وجود پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله ، مردم را عذاب نكرد ، همچنين به وجود امام عذاب نمىكند ، چون او به جاى پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله است ، جز اينكه به او وحى نمىرسد .
روات ما و سنّيان روايت كردهاند كه پيغمبر فرموده : ستارگان ، براى اهل آسمانها اماناند ، چون ستارهها نباشند ، آنچه اهل آسمان مكروه دارند به آنها مىرسد ؛ همچنين اهل بيت من ، براى اهل زمين اماناند ، اگر ايشان نباشند ، آنچه اهل زمين مكروه دارند ، به آنها مىرسد « 2 » .
ايضا پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله فرمود : اگر زمين بدون حجّت باقى ماند ، هرآينه اهل خود را فرو مىبرد يا به اهلش موج مىزند ، همچنانكه دريا موج به اهل خود مىزند ، چون در بعضى از روايات آمده : « لساخت الأرض بأهلها » و در بعضى دارد : « لماجت الأرض بأهلها كما يموج البحر بأهله » « 3 » .
هامش
( 1 ) . سوره انفال ، آيه 33 .
( 2 ) . معانى الاخبار ، ص 34 ؛ بحار الانوار ، ج 23 ؛ ص 19 .
( 3 ) . الامامة و التبصرة ، ص 34 ؛ الكافى ، ج 1 ، ص 179 ؛ كمال الدين و تمام النعمة ، ص 203 ؛ بحار الانوار ، ج 57 ، ص 213 .