لقاى حضرت برايشان حاصل شده باشد و آن مقتداى عالميان ، به مصالح عامّه يا خاصّه در آن مصلحت دانسته باشد كه نور جمال خود را بر ايشان ظاهر سازد يا مصلحت بداند شخص مشاهد را نزد خود بطلبد .
فرق است بين آنكه مكلّفين از پيش نفس خود ، مدّعى رؤيت آن نور الهى شوند و بين آنكه آن حجّت خدا در آن مصلحت بداند شخصى از ايشان را به خدمت خود ، من عند نفسه الشّريف - صلوات اللّه عليه - احضار فرمايد و يا ظهور و اظهار نفس مقدّس خود را بر او مصلحت دانسته باشد .
همچنين اگرچه مدّعى مشاهده ، اختراعا من عند انفسهم ، كاذب و مفترى است ، چنانچه ظاهر توقيع و بعضى اخبار مىباشد و لكن بر تكذيب و افتراى تشرّف خدمت آن سرور ، على وجه المصلحة به اراده و طلب آن سرور ، دليلى قائم نشده ، بلكه خلاف آن ثابت و محقّق است . فرق ميان اين دو مقام ، محتاج به لطف قريحه است ، فتدبّر .
بلكه بسا مىشود تشرّف خدمت آن بزرگوار براى كثيرى از ابرار ، صلحا ، علما ، زهّاد و عباد ميسّر شده باشد و لكن آنها به اختفاى آن مأمور باشند و بروز و ظهور اين مطلب از بعضى به جهت مصالحى بوده كه در ابراز و انتشار آن وجود داشته است .
[ امكان رؤيت از نظر شيخ و سيد ]
كلمات صريحة عن الشيخ و المرتضى في إمكان رؤية الإمام في الغيبة الكبرى .
در نجم ثاقب از غيبت شيخ طوسى « 1 » نقل كرده : مخالفين ، شبههاى نمودهاند كه :
هرگاه علّت غيبت و پنهان شدن مهدى موعود ، خوف او از ظالمين و تقيّهء او از معاندين باشد ؛ اين علّت در حقّ مواليان و شيعيان او زايل است ، پس واجب است براى ايشان ظاهر شود .
سپس فرموده : آنچه سزاوار است از اين شبهه جواب داده شود ، اين است كه مىگوييم : اوّلا بر پنهان بودن آن جناب از جميع اولياى خود قطع نداريم ، بلكه جايز
هامش
( 1 ) . الغيبة ، صص 100 - 99 .