ابو الحسن چه مىخواهى ؟
گفت : امام محجوب از عالم .
گفت : آن جناب از شما محجوب نيست و لكن بدى كردارهاى شما آن جناب را از شما محجوب كرده . . . ، الخ .
در اين كلام به اين اشاره است كه اگر كسى عمل بدى نداشته باشد و كردار و گفتار خود را از قذارات معاصى و آنچه منافى سيرهء اصحاب آن جناب است ، پاك و پاكيزه كرده باشد ، حجابى از رسيدن خدمت آن جناب برايش نيست .
وجه ششم : آنچه بر آنان مخفى و مستور است ، مكان و مستقر آن جناب مىباشد .
پس براى احدى راهى به سوى آن نيست ، بشرى به آنجا نمىرسد و كسى ، حتّى خاصّان ، مواليان و فرزندان آن جناب آنرا نمىداند .
بنابراين ملاقات و مشاهدهء آن جناب در اماكن و مقامات منافات ندارد كه پارهاى از آنها در قصص و حكايات كسانى كه خدمت آن جان جهان و امام عالميان مشرّف شدهاند ، ذكر شده است .
تأييد فيه تسديد
مؤيّد اين احتمال ، خبرى است كه شيخ نعمانى آنرا از اسحاق بن عمّار در غيبت « 1 » خود روايت نموده كه گفت : شنيدم ابو عبد اللّه جعفر بن محمد عليهما السّلام مىفرمود : براى قائم عليه السّلام دو غيبت است . يكى از آنها طولانى و ديگرى كوتاه است . در يكى ، خاصّهء از شيعيان به مكانش عالماند و در ديگرى ، خاصّهء مواليان او ، در دينش عالم نيستند .
وجه هفتم : اوجه وجوه آن است كه گفته شود : توقيع شريف و اخبار ديگرى كه به آن مضموناند ، به ظاهر خود باقى و با آنچه نزد اماميّه متحقّق الوقوعاند ، منافاتى هم نداشته باشند ؛ مثل امكان و صحّت تشرّف در غيبت كبرا خدمت آن نور عالميان ، براى بعضى از اتقيا ، صلحا ، ابرار و اخيار كه از طريق مجاهدهء نفسانيّه ، قابليّت و استعداد
هامش
( 1 ) . الغيبة ، محمد بن ابراهيم نعمانى ، ص 170 .