دار فرار است ، نه قرار و محلّ غرور است نه سرور ، پس هرچه در آن جفا ، محنت ، آزار و اذّيت بيشتر كشند ، دل كندن از آن آسانتر است و ترك كردن آن ، گواراتر ، هر چند عبادت دشوارتر ، اجر آن عظيمتر و صاحبش نزد حق تعالى بزرگتر است .
بنابراين خداى تعالى بدين سبب هميشه دنيا را بر احبّا و اولياى خود ، تلخ مىگرداند و بلاها و مصيبتها را متوجّه ايشان مىسازد تا به آسانى رو به او و ديگران را يكسو كنند ، راه خود را بر ايشان دشوار و پرخار مىگرداند تا آنها را امتحان نمايد و مرد از نامرد پديد آيد ؛
وَ لِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ يَمْحَقَ الْكافِرِينَ ؛
« 1 »
مثنوى :
اين جفاى خلق با تو در جهان * گر بدانى ، گنج زر آمد نهان
خلق را با تو چنان بدخو كند * تا تو را ناچار در آن سو كند
همچنانكه ابليس در باطن بر آدمى مسلّط است و او را اغوا مىنمايد تا آدمى با او جهاد كند و بر او غالب شود ، به سبب آن غلبه ، نزد حقّ سبحانه و تعالى منزلت و مقدار پيدا مىكند ، همچنين شياطين انس در ظاهر بر آدمى مسلّطاند و راه هدايت را بر او مشتبه مىسازند ، تا هركس با ايشان به حجّت يا برهان و با تيغ برّان نطق و بيان ، جهاد كند و بر ايشان غالب آيد ؛ قرب به حق رساند و خود را به عليّين بكشاند ، به اين وسيله طيّب از خبيث جدا گردد و سعيد از شقى پيدا آيد ؛
لِيَمِيزَ اللَّهُ الْخَبِيثَ مِنَ الطَّيِّبِ وَ يَجْعَلَ الْخَبِيثَ بَعْضَهُ عَلى بَعْضٍ فَيَرْكُمَهُ جَمِيعاً فَيَجْعَلَهُ فِي جَهَنَّمَ
« 2 » .
اگر راه حق روشن ، دينها همه يك دين و امام حقّ ظاهر بود و با عدل و دادش آيين همهكس را به رفاهيّت و فراغ بال مىآسود و هيچكس بر ديگرى ستم نمىنمود ، همهء دلها به دلها مىبستند و به آسانى طاعت و عبادت مىكردند ، پس نيك از بد جدا نمىشد ، مرد خدا از فريفتهء هوا ممتاز نمىگشت و حكمت آفرينش بهشت و دوزخ
هامش
( 1 ) . سوره آل عمران ، آيه 141 .
( 2 ) . سوره انفال ، آيه 37 .