گذارد ، او را نشناسند تا وقتىكه خدا او را اذن دهد ، آنگاه خود را به ايشان بشناساند . « 1 »
در غيبت شيخ طوسى « 2 » از محمد بن عثمان عمروى - قدّس اللّه روحه - مروى است كه فرمود : و اللّه و اللّه ! هرآينه صاحب اين امر هر سال در حجّ حاضر مىشود ، مردم را مىبيند و ايشان را مىشناسد ، او را مىبينند ولى او را نمىشناسند .
نيز شيخ « 3 » ، نعمانى « 4 » و صدوق « 5 » از جناب صادق عليه السّلام روايت نمودهاند كه فرمود :
مردم امام خود را گم خواهند كرد ، پس در موسم حاضر مىشود و ايشان را مىبيند .
نيز از عبد الاعلى روايت كرده كه گفت : با آن حضرت بيرون رفتيم ، چون به روحاء رسيديم به كوهى نظر فرمود كه بر آنجا مشرف بود ، سپس فرمود : اين كوه را مىبينى ؟ ! اين كوهى است كه آنرا رضوى گويند ، از كوههاى فارس بود ؛ خداوند ما را دوست داشت ، آنرا نقل فرمود . آگاه باش ! هر درخت ميوهدارى در آن است و چه نيك امانى براى خايف است . آگاه باش ! براى صاحب اين امر در اين كوه دو غيبت است ؛ يكى كوتاه و ديگرى طولانى . « 6 »
در بعض اخبار است كه خروج آن بزرگوار از قريهاى است كه آنرا كرعه مىگويند .
بنابراين به حمد اللّه معلوم شد اين نسبت به طايفهء اماميّه كه آن حضرت تاكنون در سرداب است و از آنجا خروج مىكند ، كذب و افتراى محض است .
[ مسلك دوّم : عدم استبعاد مطلب ]
مسلك دوّم بر فرض تسليم كه حضرت در اين مدّت در آن سرداب باشد ؛ استبعاد آن از چه بابت است ؟ اگر از بابت طول عمر آن جناب است ، پس علاوه بر آنچه در رفع اين استبعاد ،
هامش
( 1 ) . الغيبة ، محمد بن ابراهيم نعمانى ، صص 164 - 163 .
( 2 ) . الغيبة ، صص 264 - 263 .
( 3 ) . الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 161 .
( 4 ) . الغيبة ، محمد بن ابراهيم نعمانى ، ص 175 .
( 5 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 364 .
( 6 ) . الغيبة ، شيخ طوسى ، ص 163 .