تخطي إلى المحتوى الرئيسي

العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
يا على تو اوّل ايشانى ! آن‌گاه تا امام حسن عسكرى عليه السّلام شمردند ، پس فرمود : آن‌گاه پسر او ، حجّت قائم ، خاتم اوصيا و خلفاى من و منتقم از اعداى من است كه زمين را از عدل و داد پر مىكند ، چنان‌چه از جور و ظلم پر شده باشد . « 1 » خبر دوّم : نيز در آن‌جا « 2 » از آن جناب روايت كرده كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : من اولى به مؤمنين هستم از نفوس خودشان ؛ با وجود من امرى بر ايشان نيست و بعد از من ، على عليه السّلام اولى به مؤمنين است از نفس‌هاى خودشان ؛ با وجود او امرى براى ايشان نيست ، آن‌گاه تا حضرت باقر به همين قسم ذكر نمود و فرمود : در عقب محمد ، مردانى يكى پس از ديگرى هستند ، هيچ كدام از ايشان نيست مگر اولى به مؤمنين از انفس خودشان ، با وجود آن‌ها امرى براى ايشان نيست ، همه هداتند ، هاديّين مهديّين‌اند تا آن‌كه جنّت عدن را ذكر نمود و فرمود : با من در آن‌جا دوازده تن‌اند ؛ اوّل ايشان ، على بن ابى طالب ، حسن ، حسين و نه تن از فرزندان حسين ، آن‌گاه جملهء اوصاف ايشان را از عصمت و تبليغ و هدايت و غير آن بيان فرمود . خبر سوّم : هم‌چنين در آن‌جا از آن جناب روايت كرده ، فرمود : اى سليم ! من و اوصياى من كه يازده مرد از فرزندان من‌اند ، ائمّهء هدايت‌كنندگان هدايت‌شدگان محدّثيم ؛ يعنى آن‌كه ملك با او سخن گويد . گفتم : يا امير المؤمنين ! ايشان كيستند ؟ فرمود : دو پسر من حسن و حسين ، آن‌گاه اين پسر من و دست على بن الحسين عليه السّلام را گرفت و آن جناب شير مىخورد . پس از آن هشت نفر از فرزندان او هريك بعد از ديگرى ، اين دوازده تن اوصيايند . « 3 » خبر چهارم : نيز گفته با امير المؤمنين از صفّين مراجعت مىكرديم . پس عسكر نزديك دير نصارايى فرود آمد . بيرون آمدن راهبى را از آن دير ذكر كرد كه نام او
هامش
( 1 ) . كتاب سليم بن قيس هلالى ، ص 184 . ( 2 ) . همان ، صص 364 - 363 . ( 3 ) . همان ، ص 352 .
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 350 | صادق برزگر بفرويى / حسين احمدى قمى / الشيخ علي اكبر النهاوندي