اوّل
تمام محدّثين خاصّه و عامّه ، اين فقره را از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل كردند كه فرمود :
اسم مهدى ، اسم من است ، چنانچه به اسانيد و مأخذ آن اشاره خواهد شد ، لذا همه به اسم آن جناب دانا بودند ، پس كيست آنكه بايد از او پنهان داشت .
دوّم
در بسيارى از اين اخبار و غير آن ، با نهى مذكور يا نبردن اسم ، تصريح فرمودند : او همنام رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است و با اين كلام ، راوى و سامع به نام اصلى دانا شدند ، پس اگر تقيّه از آنها بود ، دانا شدند و اگر از غير است ، بايد ايشان در جاى ديگر ذكر نكنند ، بنابراين عدم ذكر در آن مجلس ، راهى ندارد ، بلكه تنبيه ايشان لازم بود كه نكردند .
سوّم
ذكر نكردن جناب خضر ، اسم آن حضرت را در محضر شريف امير المؤمنين عليه السّلام ، اسم نبردن را از اجزاى شهادت و صفات آن حضرت قرار دادن ، همچنين اسم نبردن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم براى جندل يهودى خيبرى ، قابل حمل بر تقيّه نيست .
چهارم
آنچه گذشت كه غايت حرمت را ظهور قرار دادند با آنكه حرمت ، داير مدار خوف باشد ، جمع نشود .
پنجم
اگر مجرّد ذكر اين اسم ، منشأ خوف و فساد بود با ملاحظهء اينكه جبّارين در صدد قمع و قتل آن جناب بودند ؛ چون به ايشان رسيده بود كه زوال ملك جبّارين و انقطاع دولت ظالمين به دست آن حضرت است ، لذا بهتر آن بود كه به هيچ اسم و لقب معروفى
العبقري الحسان في أحوال موالانا صاحب الزمان ( ع ) — صفحة 223
مساهمون: صادق برزگر بفرويى
ص٢٢٣