خود را به همين لقب شناساند ، چنانچه جملهاى از محدّثين از ابى نصر طريف ، خادم حضرت عسكرى عليه السّلام روايت كردند كه گفت : بر حضرت صاحب الزّمان - صلوات اللّه عليه - داخل شدم ، به من فرمود : اى طريف ! سندل سرخ براى من بياور . آن را براى حضرت آوردم .
فرمود : مرا مىشناسى ؟
گفتم : آرى .
فرمود : من كيستم ؟
گفتم : تو مولاى من و پسر مولاى منى .
فرمود : اين را از تو سؤال نكردم .
گفتم : فدايت شوم ، پس براى من بيان كن ، آنچه از آن سؤال كردى .
فرمود : منم خاتم الاوصيا ، خداوند به سبب من ، بلا را از اهل و شيعيان من رفع مىكند كه دين خدا را برپا مىدارند . « 1 »
[ خاتمة الائمه ، خجسته و . . . ] 2 مسكة
از جمله اسامى آن بزرگوار ، خاتمة الائمّه عليهم السّلام است ، چنانچه در جنّات الخلود آن را از القاب آن جناب شمرده . « 2 »
از ديگر اسماى آن حضرت ، خجسته است ، چنانكه در ذخيره گفته اين نام آن جناب ، در كتاب كندرال فرنگيان است . « 3 »
از ديگر اسماى آن جناب ، خسرو است كه در ذخيره و تذكره مذكور است كه اين ،
هامش
( 1 ) . الهداية الكبرى ص 358 .
( 2 ) . ر . ك : كمال الدين و تمام النعمة ، ص 32 ؛ روضة الواعظين ، ص 97 .
( 3 ) . ر . ك : تذكرة الائمة ، ص 184 .