حكايت شانزدهم [ توصيهاى از امام به يكى از بندگان خدا ]
و نيز سيّد اجلّ ، على بن طاوس ( ره ) در كتاب فرج الهموم مىفرمايد : از اين جمله است خبرى كه معلوم شده براى من از كسى كه محقّق شده راستى او براى من در آنچه ذكر مىكنم آن را .
گفت : من مسألت كرده بودم از مولاى خود ، مهدى عليه السّلام كه مرا رخصت دهد در اينكه بوده باشم از كسانى كه مشرّفند به صحبت او و خدمت آن جناب در زمان غيبتش كه اقتدا كرده باشم به آنان كه خدمت مىكنند آن جناب را از بندگان و خاصانش و مطّلع نكرده بودم بر اين مقصود خود احدى از عباد را .
پس حاضر شد در نزد من ، ابن رشيد ابو العباس واسطى كه سابقا ذكر شد ، در روز پنجشنبه ، بيست و نهم رجب المرجب سنهء ششصد و سى و پنج و گفت به من ابتدا از نفس خود : مىگويند به تو ، ما قصد نداريم مگر مهربانى با تو را . پس اگر توطين مىكنى نفس خود را بر صبر ، مراد حاصل مىشود .
پس به او گفتم : از جانب كه مىگويى آن سخن را ؟
گفت : از جانب مولاى ما - مهدى صلوات اللّه عليه - « 1 »
هامش
( 1 ) . ر . ك : بحار الانوار ، ج 52 ، ص 54 .