عالم جليل مير محمّد حسين سبط علّامهء مجلسى و امام جمعهء اصفهان نقل كردند كه آن سنگ را آوردند به جهت مغفور شاه سليمان . پس اهل صنايع از هر قسم را حاضر كرد و بر همه عرضه داشت . پس از تأمّل و تدبّر ، همه تصديق كردند كه از صنعت بشر بيرون و جز خالق بىچون ، كسى را آن قدرت نيست كه نقشى چنين در اين سنگ ظاهر نمايد .
پس سلطان آن سنگ را به انواع زيب و زيور آراست و از حلّى و حرز بازوى خود قرار داد .
مقام مقتضى استقصاى نقل اين گونه مطالب نيست ، و الّا از آن رقم بسيار و در كتب اخبار و تواريخ متفرق . خصوص آنچه متعلّق به خون مبارك سيّد الشهدا عليه السّلام است كه در درخت و سنگ و غيره اثر آن ظاهر شده .
النجم الثاقب في أحوال الإمام الحجة الغائب ( عج ) ( نجم ثاقب در احوال امام غايب ع ) ( فارسى ) — صفحة 659
مساهمون: ميرزا حسين النوري الطبرسي
ص٦٥٩