حنبل نقل كرده كه گفت : واقدى اسانيد را تركيب مىكند و ابن مدينى گفته : حديث او را نبايد نوشت و شافعى گفته : كتب او دروغ است .
محمّد بن اسحاق ، صاحب سير و مغازى كه شافعى گفته : هر متبحّرى در سير محتاج او است و سعيد بن حجّاج او را امير المؤمنين در حديث گفته ، مالك معروف او را دروغگويى از دروغگويان مىدانست ، چنان چه در ميزان الاعتدال ذهبى « 1 » است .
نعيم بن حمّاد ، صاحب كتاب فتن و غيره ؛ در ميزان از ازدى نقل كرده كه او در تقويت سنّت ، حديث وضع مىكرد و حكاياتى از علما در عيب ابى حنيفه كه ، همهء آنها دروغ است . « 2 »
حافظ محمّد بن عثمان بن ابى شيبه كه از اكابر علماست و سمعانى در انساب ، « 3 » او را مدح بليغى كرده و ذهبى نيز در ميزان « 4 » او را ، حافظ عالم بصير به حديث و رجال دانسته ، با اين حال عبد اللّه بن احمد بن حنبل او را كذّاب مىگفت و ابن خراش او را واضع حديث مىدانست . « 5 »
ذهبى از عبد اللّه بن اسامهء كلبى و ابراهيم بن اسحاق صرّاف و داود بن يحيى نقل كرده كه ايشان او را كذّاب مىدانستند و داود مىگفت : او چيزها بر قومى وضع كرده بود كه هرگز خبر به آن نداده بودند . « 6 »
زبير بن بكّار معروف كه از اكابر علما و استاد در فن تاريخ و نسب و قاضى مكّه بود و او را به مناقب جليله مدح كردهاند ؛ شيخ حافظ ابو الفضل احمد بن على بن عنبر سليمانى چنان چه در ميزان است او را در عداد واضعين حديث شمرده و
هامش
( 1 ) . ميزان الاعتدال ، ج 3 ، ص 474 - 468 .
( 2 ) . همان ، ج 4 ، ص 269 .
( 3 ) . الانساب ، ج 4 ، ص 141 .
( 4 ) . ميزان الاعتدال ، ج 3 ، ص 642 .
( 5 ) . همان
( 6 ) . همان ، ص 643 .