انواعى از بلاها و عذابهاى گوناگون كه به اعمال قبيحه و كردارهاى زشت خود كه به ارتكاب عشر عشر آن امم سابقه به مسخ و خسف و غرق و حرق ، فانى و تمام مىشدند ، مستحق شده و مىشوند ، از ايشان به سبب اين وجود دفع مىكنند و قائم مقام جدّ اكرم خود است صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در برگشتن عذاب به جهت بودن در ميان خلق به مضمون :
ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ
« 1 » عادت خداوندى نبوده كه ايشان را عذاب كند و حال آن كه چون تويى در ميان ايشانى .
و گويند : اگر يك روز امام در زمين نباشد ، اجزاى وجود خلق از هم متلاشى شود . به سبب او باران ببارد ؛ و زمين گياه آرد ؛ درخت ميوه كند ؛ حيوان شير دهد ؛ عقل ادراك كند ؛ چشم ابصار نمايد ؛ گوش بشنود ؛ زبان گويد ؛ با دوستانش لطف خاص دارد ؛ انواع محبّت و احسان به ايشان فرمايد كه گاهى دانند و گاهى ندانند .
بلكه وجود و بقاى او سبب است از براى بقاى شريعت و حفظ قوانين از تغيّر و زوال و همين اصلى است كه به او ثابت كردهاند وجوب نصب امام و احتياج به وجود او را . پس لازم نمىآيد از تعذّر تصرّف او در احكام جزئيه چندان ضررى با حفظ اصول و قوانين كليّه ، پس امتناع انفاذ امور جزئيّه به جهت عارض خارجى مانع نشود از ثبوت اصل ولايت و نه تحقّق آن به اعتبار امور كلّيهء مهمّه ؛ زيرا كه مانع نتواند ردّ كند و تعطيل نمايد آنها را .
در اخبار فريقين است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : « اهل بيت من امان است براى اهل زمين ، چنان چه ستارهها امان است براى اهل آسمانها . » « 2 »
و در باب هفتم و دهم بيشتر از اين توضيح بيايد ، ان شاء اللّه تعالى ، از براى ثبوت خير و نفع آن جناب در غيبت كبرى .
ثالثا : گويند آن امامى كه ما به او قايليم و به امامتش اعتراف داريم ، حجّت است از
هامش
( 1 ) . سوره انفال ، آيه 33 .
( 2 ) . كامل الزيارات ، ص 86 ؛ مقتضب الاثر فى النص على الائمة الاثنى عشر ، صص 15 - 16 ؛ العمدة ، ص 308 ؛ الطرائف ، ص 131 .