و سياه و سفيد يكسان كه به هر كس در هر حال و صفتى كه باشد ، تواند آن چه خواهد دهد .
تمام اشاعره كه ابن حجر از ايشان است ، گويند جايز است كه آدمى به توسّط دست يا پاى خود ، مثلا ببيند ، بشنود ، بفهمد ، حفظ كند به همان نحو كه به توسّط گوش و چشم و حواس باطنهء خود مىكند . پس در امكان آموختن خداوند ، حكمت را به كودكى سخنى نيست و به قواعد ايشان منطبق و جاى اعتراض نيست .
امّا وقوع آن ، پس كفايت مىكند قصّهء عيسى عليه السّلام در آنجا كه يهود ، به مريم اعتراض ابن حجر را كردند كه :
كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِي الْمَهْدِ صَبِيًّا
« 1 »
عاقل هوشمند چگونه سخن گويد با كودك گهواره كه هيچ نداند و نتواند گفتن ؟
عيسى عليه السّلام گفت : « انّى عبد اللّه »
به درستى كه من ، بندهء ذات يگانهام . داراى تمام صفات جميله و قدرت تامّه كه تواند به كودكى آن دهد كه به كليم و خليلش داده .
« اتانى الكتاب »
مرا كتاب عطا فرمود كه به رسولانش داده و علامت نبوّتش قرار فرموده .
« و جعلنى نبيّا »
مرا به خلعت نبوّت سرافراز كرده و به منصب سفارت و رسالت سر بلند نموده .
« و جعلنى مباركا اينما كنت »
در هركجا كه باشم ابواب خيرات دينى و دنيوى و برزخى و اخروى و ظاهرى و باطنى من به سوى عبادش باز كرده و چشمههاى فيوضات و منافع و بركات از دل و زبان و رفتار و كردار من ، براى بندگان خود جارى نموده .
« و اوصانى بالصّلاة و الزّكاة ما دمت حيّا »
در تمام ايّام زندگانى ، مرا به نماز كه معراج به سوى حضرت او است ، دعوت كرده و از لذايذ و شهوات و ملهيات امر به حبس نفس فرموده .
« و برّا بوالدتى و لم يجعلنى جبّارا شقيّا »
هامش
( 1 ) . سوره مريم ، آيهء 29 .