شعرانى مذكور در اواخر باب هفتم در ذيل احوال معمّرين با نقل مدايح جماعتى از علماى اهل سنّت از كتاب يواقيت . حتّى اين كه شهاب الدين رملى شافعى گفته : « كسى اختلاف نكرده در اين كه مانند آن تصنيف نشده . » و ديگرى گفته : « قدح نمىكند در معانى اين كتاب ، مگر دشمن مرتاب يا جاهد كذّاب . »
هشتم : شيخ حسن عراقى
كه شعرانى مذكور در كتاب لواقح ، توصيف كرده او را به شيخ صالح عابد زاهد ، صاحب كشف صحيح و حال عظيم و پس از آن ، قصّهء ملاقات او را با حضرت مهدى عليه السّلام نقل كرده ، چنان چه بيايد .
نهم : سيّد على خواصّ
استاد ملاذ عبد الوهّاب شعرانى كه در لواقح و يواقيت تصريح كرده كه او تصديق شيخ حسن عراقى كرده در دعواى ملاقات با حضرت مهدى عليه السّلام و مقدار عمر آن حضرت تا آن تاريخ .
در لواقح الانوار القدسيّه فى مدح العلماء و الصوفية گفته كه يكى از ايشان است شيخ و استاد من ، كامل راسخ امّى محمّدى سيّد من ، على خواص برلسى ، صاحب كشفهايى كه خطا نمىشود و او امّى بود ، نمىنوشت و نمىخواند ، مگر از لوح دل خويش و تكلّم مىكرد در معانى كتاب و سنّت به كلامى نفيس و مطمح نظر او ، لوح محفوظ از محو بود .
چنان چه خبر داد مرا به آن ، شيخ محمّد بن داود ، بيست سال با او مصاحبت كردم و مطّلع بود بر خطورات مردم و بسيار مىشد كه برادران را به نزد او مىفرستادم كه مشورت كنند با او در امور . پس در اول ملاقات با يكى از آنها به او مىگفت : سفر بكن يا مكن ، تزويج بكن يا مكن ، تا آخر آن چه گفته از فضايل و كرامات و در آخر كلام گفته :
« وفات كرد در جمادى الآخر ، سنهء نه صد و سى و نه و دفن شده در زاويهء شيخ بركات ،