- يعنى محبّت اهل بيت - ، اگر مىايستادند بر او و نمىافزودند بر او ، بغض صحابه و سبّ ايشان را . »
نيز در مقام حالات اقطاب گفته : « و منهم من يكون ظاهر الحكم و يجوز الخلافة الظاهرة كما جاز الخلافة الباطنة من جهة المقام كأبى بكر و عمر و عثمان و على و حسن و معاوية بن يزيد و عمر بن عبد العزيز و المتوكّل . »
و اين متوكّل كه او را خليفهء ظاهر و قطب عالم مىداند ، همان كسى است كه سيوطى ، در تاريخ الخلفا « 1 » گفته : در سنهء سى صد و شش امر كرد متوكّل ، به خراب كردن قبر حسين عليه السّلام و خراب كردن خانههايى كه در اطراف آن بوده و اين كه آنجا را مزارع كنند و منع كرد مردم را از زيارت آن حضرت و آنجا را شخم كرد و صحرايى شد و متوكّل معروف بود به نصب يعنى عداوت على و اولادش عليهم السّلام و چه خوب گفته بعض شعرا :
تاللّه ان كانت اميه قد أتت * قتل ابن بنت نبيّها مظلوما
فلقد أتاه بنو أبيه بمثله * هذا لعمري قبره مهدوما
اسفوا على ان لا يكونوا شاركوا * في قتله فتتبعوه رميما
انتهى .
نيز در جايى حكايتى نقل كرده كه ملخص آن ، آن كه دو نفر بودند از شافعيّه كه ظاهر الصلاح بودند . يكى از اوليا گفت : من ، اين دو را در صورت خوك مىبينم و من تعجّب مىكردم تا آن كه معلوم شد كه هر دو در باطن رافضى بودند .
و مقام را گنجايش نقل زياده از اين نيست .
هفتم : شيخ عبد الوهّاب بن احمد بن على الشعرانى
عارف مشهور و صاحب تصانيف متداوله در كتاب يواقيت و جواهر در عقايد اكابر « 2 » در مبحث شصت و ششم گفته :
هامش
( 1 ) . تاريخ الخلفا ، صص 264 - 265 .
( 2 ) . اليواقيت و الجواهر فى بيان عقائد الاكابر ، ص 536 .