ايشان را جمع نموده ؛
از آنهاست سليمان بن منذر ؛
از ايشان است ابو شهاب ، محمّد بن ابراهيم كنانى و از او چند طريق نقل كرده ؛
از آنهاست عمر بن عبيد طنافسى و از او چند طريق ذكر نموده .
از آنهاست ابو بكر بن عياش و از او چند طريق ذكر كرده ؛
از آنهاست ابو الحجاف ، داود بن ابى العوف و از او چند طريق نقل كرده ؛
از آنهاست عثمان بن شبرمه و از او چند طريق نقل كرده ؛
از آنهاست عبد الملك بن عينية ؛
از آنهاست محمّد بن عياش از عمرو عامرى و از او چند طريق نقل كرده و سندى ذكر كرده و گفته كه خبر داد ما را ابو عنان ، خبر داد ما را قيس و به كسى نسبت نداد ؛
از آنهاست عمرو بن قيس ملايى ؛
از آنهاست عمار بن زريق ؛
از آنهاست عبد اللّه بن حكيم بن جبير اسدى ؛
از ايشان است عمرو بن عبد اللّه بن بشر ؛
از ايشان است عبد اللّه بن احوص ؛
از آنهاست سعد بن الحسن خواهرزادهء ثعلبه ؛
از آنهاست معاذ بن هشام ، گفت : خبر داد پدرم از عاصم ؛
از ايشان است حكم بن هشام ، روايت كرده آن خبر را غير عاصم از زر و او ، عمرو بن مره است و جميع ايشان روايت كردهاند آن خبر را به اين نحو : « اسم او ، اسم من است » مگر طريقى كه رسيده از عبيد اللّه بن موسى از زائده از عاصم كه او در ميان آن جماعت گفته كه : « اسم پدر او ، اسم پدر من است . »
شكّ نمىكند هيچ لبيبى كه اين زياده اعتبارى به آن نيست با اجماع اين همه ائمّه بر خلاف آن ؛ تمام شد . كلام گنجى . « 1 »
هامش
( 1 ) . البيان فى اخبار صاحب الزمان ، ص 93 - 96 .