مُدْهامَّتانِ
« 1 » : « متّصل مىشود ما بين مكّه و مدينه از نخل . »
در خطبهء امير المؤمنين عليه السّلام در منتخب حسن بن سليمان حلّى مذكور است كه : « زمين ، نورانى يا خرسند مىشود به عدل و آسمان ، باران خود را مىدهد و درخت ، ثمر خود را و زمين گياه خود را و زينت مىدهد خود را براى اهل خود . »
بيست و چهارم : تكميل عقول مردم به بركت وجود آن حضرت
و گذاشتن دست مبارك ، بر سر ايشان و رفتن كينه و حسد از دلهاى ايشان كه طبيعت ثانيهء بنى آدم شده ، از روز كشته شدن هابيل تا كنون و كثرت علوم و حكمت ايشان . چنان چه در اصل زرّاد است كه گفت ، گفتم به جناب صادق عليه السّلام : مىترسم كه نباشم از مؤمنين .
فرمود : « براى چه ؟ »
گفتم : براى آن كه نمىيابم در ميان خود ، كسى را كه بوده باشد برادر او در نزد او برگزيدهتر و محبوبتر از دراهم و دينار او و مىيابيم درهم و دينار را محبوبتر در نزد خود ، از برادرى كه جمع نموده ميان ما و او ، موالات امير المؤمنين عليه السّلام .
فرمود : « نه ، چنين است . به درستى كه شماها مؤمنيد و لكن كامل نخواهيد كرد ايمان خود را تا آن كه خروج كند قائم ما عليه السّلام ؛ پس در آن زمان ، جمع مىنمايد خداوند تبارك و تعالى عقولهاى شماها را . » « 2 »
در خرايج راوندى « 3 » و كمال الدين صدوق « 4 » مروى است از جناب باقر عليه السّلام كه فرمود :
« هرگاه خروج كرد قائم ما عليه السّلام مىگذارد دست خود را بر سرهاى بندگان ، پس جمع مىنمايد به سبب آن عقلهاى ايشان را و كامل مىگرداند به آن ، خردهاى ايشان را . »
هامش
( 1 ) . سورهء الرحمن ، آيهء 64 .
( 2 ) . بحار الانوار ، ج 64 ، صص 350 - 351 .
( 3 ) . الخرائج و الجرائح ، ج 2 ، ص 840 .
( 4 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 675 .