گذشت از تأويل الآيات « 1 » شيخ شرف الدين كه گوسفند و گرگ و گاو و شير و مار و انسان از يكديگر مأمون شوند . در عقد الدّرر « 2 » مروى است از امير المؤمنين عليه السّلام كه فرمود در قصّهء مهدى عليه السّلام : « چرا مىكنند گوسفند و گرگ در يك مكان و بازى مىكنند اطفال با مارها و عقربها ، اذيّت نمىكند ايشان را به چيزى و مىرود شرّ و مىماند خير . »
در احتجاج « 3 » مروى است از آن جناب : « در آن زمان ، سازش كنند درندگان بلكه درندگان و ساير حيوانات مطيع اصحاب آن حضرت شوند . »
چنان چه شيخ صدوق روايت كرده از جناب باقر عليه السّلام كه فرمود : « گويا مىبينم اصحاب قائم عليه السّلام را كه احاطه نمودند ما بين خافقين « * » را . نيست چيزى مگر آن كه منقاد ايشان شود ، حتى درّندگان زمين و درّندگان طيور ؛ طلب خوشنودى ايشان مىكند هر چيزى ، حتى اين كه زمين فخر مىكند و مىگويد : گذشت امروز بر من ، مردى از اصحاب قائم عليه السّلام . » « 4 »
در خطبهء مخزون امير المؤمنين عليه السّلام كه روايت شده در منتخب البصاير « 5 » حسن بن سليمان حلّى كه در ذكر ملاحم و كيفيّت ايّام حضرت مهدى عليه السّلام است ، مذكور است كه در آن وقت ، وحوش مأمون مىشوند به نحوى كه مىچرند در اصناف زمين مثل انعام ايشان .
بيست و يكم : بودن جمعى از مردگان در ركاب آن حضرت
چنان چه گذشت از شيخ مفيد در ارشاد « 6 » كه بيست و هفت نفر از قوم موسى و هفت نفر اصحاب كهف و يوشع بن نون و سلمان و ابو دجانهء انصارى و مقداد و مالك اشتر از
هامش
( 1 ) . تأويل الآيات ، ص 663 .
( 2 ) . عقد الدرر فى اخبار المنتظر ، ص 159 .
( 3 ) . الاحتجاج ، ج 2 ، ص 11 .
( * ) . خافقين : مشرق و مغرب ، ر . ك : لغتنامهء دهخدا .
( 4 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 673 .
( 5 ) . مختصر بصائر الدرجات ، ص 201 .
( 6 ) . الارشاد ، ج 2 ، ص 386 .