شهرستانى عارى از لباس انسانى ، در ملل و نحل « 1 » بعد از ذكر فرق اماميّه ، بعد از امام حسن عسكرى عليه السّلام كه آن را از رسالهء فرق نوبختى برداشته و جملهاى از كلمات نافعهء او را دزديده ، مىگويد : « از عجايب اين كه ايشان مىگويند غيبت طول كشيده دويست و پنجاه سال و چيزى و امام ما فرموده كه اگر قائم خروج كند داخل شده در سنّ چهل سالگى ، پس او صاحب شما نيست و ما ندانستيم كه چگونه منقضى مىشود دويست و پنجاه سال در چهل سال . » انتهى .
حاصل آن خبر آن كه آن حضرت ، چهلساله يا كمتر باشد ، اگر زيادتر باشد مهدى عليه السّلام نيست .
حاصل شبههء اين احمق آن كه : « شما مىگوييد دويست و پنجاه سال است تقريبا كه او غايب شده ، اگر حال ، مثلا او خروج كند چگونه چهلساله باشد ؟ »
حاصل جواب آن كه : غرض آن است كه در صورت و هيأت و بنيه و مزاج مرد چهلساله باشد ، هر چند هزار سال عمر او باشد و خداى تعالى قادر است كسى را در سنّى نگاه دارد به اين نحو كه گفتيم .
فريقين نقل كردند كه از معجزات پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آن بود كه بر هر حيوانى سوار مىشدند ، آن حيوان در همان سن كه در آن حال داشت ، مىماند .
ابن اثير در اسد الغابه « 2 » روايت كرده : عمرو بن حمق خزاعى ، آن حضرت را سيراب نمود . پس در حقّ او دعا كرد و فرمود : « اللّهم متّعه بشبابه . » پس هشتاد سال بر او گذشت كه در ريش او موى سفيد ديده نشد . بلكه بسا شده كه از حالت پيرى به جوانى برگرداندند ، بلكه همهء پيران بهشتى را خداى تعالى جوان كند و به بهشت برد ؛ در آخرت قدرت جديده براى حق تعالى پيدا شود .
يا شهرستانى براى آخرت ، خداى ديگر قايل شود كه تواند چنين قدرت بنمايد ! عجب از اوست ! ! ! كه جناب خضر را زنده دانند و حال آن كه چند هزار سال از آن جناب بزرگتر
هامش
( 1 ) . الملل و النحل ، ص 172 .
( 2 ) . اسد الغابة فى معرفة الصحابة ، ج 4 ، ص 217 .