صد و هفتاد و سوم : واقيذ
در كتاب مذكور مسطور است كه اين لقب آن جناب است در كتب سماويّه ؛ يعنى غايب شونده مدّت مديد و در تاريخ عالم آراء مذكور است كه اسم آن حضرت در تورات واقيذما نوشته شده .
صد و هفتاد و چهارم : وتر
در مناقب قديمه و هدايه « 1 » از القاب شمرده ، يعنى تنها و طاق و فرد و منفرد در كمال و فضايل ؛ كه ممكن باشد تحقّق آن در نوع بشر و در خصايص و اكرامات مخصوصهء الهيّه كه گذشت و خواهد آمد كه احدى از حجج قبل از آن جناب به آنها سرافراز نشده .
صد و هفتاد و پنجم : وجه
در هدايه « 2 » از القاب شمرده و در زيارت آن جناب است : « السّلام على وجه اللّه المنقلب بين اظهر عباده . »
صد و هفتاد و ششم : ولى اللّه
مكرّر در اخبار به اين لقب مذكور شده ؛ خصوص در لسان روات و در يد باسطه بيايد كه خداوند در شب معراج فرمود : « او - يعنى قائم عليه السّلام - ، ولىّ من است ، به راستى . » « 3 »
در كفاية الأثر « 4 » خزّاز مروى است از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه فرمود : « چون برسد وقت خروج او ، براى او است شمشيرى غلاف كرده ، پس ندا كند او را شمشير ، برخيز اى ولىّ اللّه و بكش دشمنان خدا را ! »
هامش
( 1 ) . لقب مذكور در كتاب « الهداية الكبرى » يافت نشد .
( 2 ) . الهداية الكبرى ، ص 328 .
( 3 ) . الامالى ، شيخ صدوق ، ص 641 .
( 4 ) . كفاية الاثر ، ص 266 .