تخصيص به آن راه يافت ، جايز است حمل آن بر آن چه ذكر نموديم ، پس دليل نمىشود بر شمول تحريم مر تمام زمان غيبت را ؛ انتهى . « 1 »
جهات ضعف اين كلام بر ناظر مخفى نيست . خصوص ، قرار دادن جواز در ايّام ظهور را مخصّص عمومات ادلّهء حرمت ؛ با آن كه در همهء آنها ، آن زمان را غايت تحريم قرار دادند ؛ پس گاهى داخل نبود تا به اتّفاق خارج شود و پيش از ظهور ، قايلين به حرمت كه جمهور علماىاند ، هيچ زمانى را خارج نكردند و بر فرض تسليم خروج زمانى سبب جواز تصرّف در عامّ نمىشود و حمل بر تقيّه در بسيارى از آنها راه ندارد ، بلكه در معدودى كه احتمال مىرود ، شبههاى است كه خواهيم گفت .
ششم :
در كافى « 2 » و عيون و كمال الدين « 3 » و غيبت شيخ طوسى « 4 » و غيره ، « 5 » مروى است كه حضرت امام على النقى عليه السّلام به ابو هاشم ، داود بن قاسم جعفرى فرمود : « خلف بعد از من ، حسن ، پسر من است . پس چگونه است حال شما با خلف بعد از خلف ؟ »
گفت كه گفتم : چرا ؟ فداى تو شوم !
فرمود : « زيرا كه شما نمىبينيد شخص او را و حلال نيست براى شما ذكر او ، به نام او . »
هفتم :
در كافى « 6 » و كمال الدين « 7 » از ريّان بن صلت ، مروى است كه گفت : شنيدم از حضرت
هامش
( 1 ) . شرح اصول الكافى ، ج 6 ، ص 237 .
( 2 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 328 .
( 3 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 381 .
( 4 ) . الغيبة ، ص 202 .
( 5 ) . كشف الغمه فى معرفة الائمّه ؛ ج 2 ، ص 202 ؛ علل الشرايع ، ج 1 ، ص 245 ؛ كفاية الاثر فى النص على الائمة الاثنى عشر ، صص 288 - 289 .
( 6 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 333 .
( 7 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 370 .