مؤيّد اين احتمال است آن چه شيخ نعمانى ، روايت كرده در غيبت « 1 » خود از امام محمّد باقر عليه السّلام كه فرمود : « هرگاه دور زد فلك و گفتند مرد يا هلاك شد و كدام وادى رفت ؟ و جويندهء او گويد كجا خواهد شد ؟ و حال آن كه استخوانهاى او پوسيده ، پس در اين حال اميدوار باشيد ظهور او را . »
نيز روايت است از حضرت صادق عليه السّلام كه فرمود : « به درستى كه قائم عليه السّلام چون برخيزد ، مردم گويند : چگونه خواهد بود اين ؟ و حال آن كه استخوانهاى او پوسيده شده بود ! » « 2 »
به روايت ديگر ، در حضور آن حضرت ، ذكر قائم عليه السّلام در ميان آمد . پس فرمود : « آگاه باشيد كه آن جناب هرگاه برخيزد ، هرآينه مردم مىگويند : چگونه است اين ؟ و حال آن كه استخوانهاى او پوسيده از فلان زمان . » « 3 »
صدوق در كمال الدين « 4 » روايت كرده از صقر بن دلف كه گفت : شنيدم از حضرت امام محمّد تقى عليه السّلام كه مىفرمود : « امام بعد از من على ، فرزند من است . امر او ، امر من است و گفتهء او ، گفتهء من و طاعت او ، طاعت من است و امامت بعد از او ، در فرزند او ، حسن است و امر حسن ، مانند امر پدر او است و فرمودهء او ، فرمودهء پدر او است و اطاعت او ، اطاعت پدر او است . » پس حضرت ساكت شد .
من عرض كردم : يا بن رسول اللّه ! كيست امام بعد از حسن ؟
حضرت گريست ، گريستن شديدى . آنگاه فرمود : « امام بعد از حسن ، پسر او است . كه قائم به حقّ و منتظر است . »
عرض كردم : يا بن رسول اللّه ! چرا او را قائم ناميدند ؟
فرمود : « براى آن كه او ، به امامت اقامت خواهد نمود ، بعد از خاموش شدن ذكر او و مرتد شدن اكثر آنها كه قايل به امامت آن حضرت بودند . »
هامش
( 1 ) . الغيبة ، ص 154 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . الغيبة ، محمّد بن ابراهيم النعمانى ، ص 155 .
( 4 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 378 .