مخفى نماند كه كلمهء فيذموا در بيشتر نسخ با « قاف » است و در بعضى ، با « فاء » ، چون زبان عبرى است و نسخ قديمه غير مقرّ و در ضبط آن و غير آن اطمينانى نيست .
صد و دوازدهم : « قائم » صلوات اللّه عليه
و اين از القاب خاصّهء مشهورهء متداولهء آن حضرت است و در ذخيره گفته كه اين ، اسم آن جناب است در زبور سيزدهم و در كتاب برلبوموا . « 1 »
قائم يعنى برپا شونده در فرمان حق تعالى ؛ چه آن حضرت ، پيوسته در شب و روز ، مهيّاى فرمان الهى است كه به محض اشاره ، ظهور نمايد .
شيخ مفيد رحمه اللّه در ارشاد « 2 » روايت كرده از جناب رضا عليه السّلام كه فرمود : « چون حضرت قائم عليه السّلام برخيزد ، مردم را به اسلام تازه بخواند . »
تا آن كه فرمود : « او را قائم ناميدند براى آن كه قيام به حق خواهد نمود . »
شيخ طوسى رحمه اللّه در غيبت « 3 » روايت كرده از ابى سعيد خراسانى كه گفت ، گفتم به حضرت صادق عليه السّلام : « مهدى و قائم يكى است ؟ »
فرمود : « آرى ! » تا آن كه فرمود : « ناميده شد قائم ، زيرا كه او بر مىخيزد بعد از آن كه مىميرد و به درستى كه بر مىخيزد او ، براى امر عظيمى . »
مراد از موت ، موت ذكر آن جناب است ، يعنى اسمش از ميان مردم مىرود و شايد لفظ ذكر ، در خبر بوده و از نسخهء شيخ يا از قلم راوى ساقط شده به قرينهء خبر صقر .
صدوق در معانى الاخبار « 4 » فرموده : « قائم عليه السّلام را قائم ناميدند ، زيرا كه او بر مىخيزد بعد از موت ذكرش . »
يا بعد از مردن او به گمان بعضى از بىخردان ، كه بيايد كلام او در باب چهارم .
هامش
( 1 ) . ر . ك : تذكرة الائمه ، ص 184 .
( 2 ) . الارشاد ، ج 2 ، ص 283 .
( 3 ) . الغيبة ، ص 422 .
( 4 ) . معانى الاخبار ، ص 65 .