نود و پنجم : غلام
به اين لقب نيز در لسان روات و اصحاب ، مكرّر مذكور شده .
نود و ششم : غيب
در ذخيره از نامهاى آن حضرت شمرده كه در قرآن مذكور است « 1 » و در كمال الدين « 2 » صدوق مروى است از جناب صادق عليه السّلام كه فرمود در آيهء شريفه :
. . . هُدىً لِلْمُتَّقِينَ . الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ . . .
« 3 » كه متّقين ، شيعيان على بن ابى طالب عليه السّلام هستند .
امّا غيب ، پس حجّت او غايب است و شاهد بر اين ، قول خداوند تبارك و تعالى :
وَ يَقُولُونَ لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ آيَةٌ مِنْ رَبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَيْبُ لِلَّهِ فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ
« 4 »
مىگويند چرا فروفرستاده نشده بر او آيتى از پروردگارش ؟ پس بگو : نيست غيب ، مگر مر خداى را . پس منتظر باشيد ! به درستى كه من با شما از منتظرانم . يعنى ، براى آمدن آن غيب كه از آيات خداوندى است .
نود و هفتم : غريم
علماى رجال تصريح نمودند كه از القاب خاصّه است « 5 » و در اخبار ، اطلاق آن ، بر آن حضرت شايع است و « غريم » هم به معنى طلبكار است و هم به معنى بدهكار و در اينجا به معناى اول است و اين لقب ، مثل غلام ، از روى تقيّه بود كه چون كه مىخواستند شيعيان مالى نزد آن حضرت يا وكلايش بفرستند يا وصيّت كنند يا از جانب جنابش ، مطالبه كنند و نظاير اين مقام ، به اين لقب مىخواندند و از غالب ارباب زرع و تجارت و حرفه و
هامش
( 1 ) . ر . ك : تذكرة الائمه ، ص 184 .
( 2 ) . كمال الدين و تمام النعمة ، ص 18 .
( 3 ) . سورهء بقره ، آيهء 2 و 3 .
( 4 ) . سورهء يونس ، آيهء 20 .
( 5 ) . رجال ابن داود ، ص 296 .