تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥
بودى دانست . به‌خدا قسم كه هرآينه مسئول در اين باب از سائل داناتر نباشد ، لكن اين امر را علاماتى باشد كه چون نعل به‌جاى نعل از پى ديگر برآيند . اگر خواهى ، به تو بگويم ؟ عرض كرد : آرى يا امير المؤمنين بفرماييد . فرمود : ياد گير ، آن علامت اين است كه : بميرانند مردم نماز را ، و ضايع نمايند امانت را ، و حلال دارند دروغ را ، و بخورند ربا را ، و بگيرند رشوه را ، و محكم و بلند كنند بناها را ، و بفروشند دين را به دنيا ، و كار فرمايند سفها را ، و مشورت كنند با زن‌ها ، و قطع نمايند ارحام را ، و متابعت نمايند هواى نفس را ، و سبك شمارند خون‌ريزى را ، و حلم را ضعيف دانند و ظلم را فخر پندارند ، و امراى ايشان فجّار باشند و وزراى ايشان ظلّام باشند ، و عرفاى ايشان خائن ، و قرّاء ايشان فاسق ، و شهادات زور ظاهر گردد ، و فجور و بهتان و اثم و طغيان آشكار شود ، و مصاحف را زيور كنند و مساجد را طلاكارى نمايند و منارها را بلند گردانند و اشرار را گرامى دارند . صفوف جماعات ، متّصل و قلوب ايشان مختلف باشد . عهد را بشكنند و وعد را نزديك نمايند . زنان با شوهران از براى حرص بر دنيا ، در تجارت شركت كنند . آواز فاسقان بلند شود و كلام ايشان را استماع كنند ، و بزرگ قوم ، رذل ايشان شود و از خوف شرّ فاجر از او تقيّه كنند ، و كاذب را تصديق نمايند و خائن را امين كنند ، و آلات لهو و لعب را اخذ نمايند ، و آخر اين امّت اول آن را لعن كند ، و صاحبان فروج - يعنى زن‌ها - بر زين‌ها سوار شوند و زنان به مردان شبيه گردند ، و شاهد [ - شهادت‌دهنده ] به مراعات دوستى و آشنايى بدون معرفت حق ، شهادت دهد ، و طلب علم از براى غير دين كنند ، و كار دنيا را بر كار آخرت مقدم دارند ، و لباس ميش را بر دل‌هاى گرگ بپوشانند و دلهاى ايشان از مردار گنده‌تر و از صبر تلخ‌تر باشد ؛ پس در آن‌وقت سرعت و تعجيل كند - يعنى دجّال - و بهترين مساكن در آن روز بيت المقدس باشد . زود است بيايد بر مردم زمانى آرزوى آن كنند كه از ساكنين آنجا باشند » « 1 » .

حديث سوم [ بيانات رول خدا در حجة الوداع ]

؛ محدّث كاشانى در كتاب صافى از " على بن ابراهيم قمى " از ابن عبّاس روايت كرده كه : « او گفته : يك سال حج كرديم با رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله حجّة الوداع را . پس آن حضرت حلقه باب كعبه را گرفته متوجّه به سوى ما گشته فرمود : آيا خبر ندهم شما را به
هامش
( 1 ) . كمال الدين ، ج 2 ، ص 525 و 526 ، حديث دجّال .