نشانى دادهاند اهل خرابات * كه التوحيد اسقاط الاضافات
خرابات از جهان بىمثالى است * مقام عاشقان لاابالى است
خرابات آشيان مرغ جانست * خرابات آشيان لامكانست
و « پير خرابات » عبارت است از مرشد كامل « 1 » كه مريد را به ترك رسوم و عادات مىدارد و راه فقر و فنا مىسپارد .
و در عنوان « بت و زنار » مىگويد : « بت عبارت است از هرچه پرستيده شود از ما سواى حق سبحانه ، خواه به اعتقاد الوهيت باشد چون اصنام كفار ، خواه به اعتقاد وجوب اطاعت و تعظيم چون مشايخ كبار ، و خواه به افراط محبّت چون محبوبان عشاق مجازى و ساير اغيار مانند جاه و عزت و درهم و دينار . پس اگر پرستش آن از آن روست كه مظهر حق است جلّ و علا و حق در او تجلى كرده به اسمى از اسماء و صفتى از صفات حسنى ، آن بت عارفان است ، پرستش آن پرستش خالق آنست ، چه جميع موجودات صورت حق است سبحانه ، و حق روح همه است و از اينجاست كه گفتهاند : ما رأيت شيئا الا و رأيت اللّه قبله و بعده . و الا بت مشركان است ، و حق منزه از آنست . تعالى شأنه عما يقولون . قال اللّه تعالى :
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ ، وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ
« 2 » و قال
« اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ
« 3 » يعنى : اطاعوهم .
و « زنار » عبارت است از بستن عقد خدمت و طاعت .
بت اينجا مظهر عشق است و وحدت * بود زنار بستن عقد خدمت
چو كفر و دين بود قائم به هستى * بود توحيد عين بتپرستى
چو اشياء هست هستى را مظاهر * از آن جمله يكى بت باشد آخر
نكو انديشه كن اى مرد عاقل * كه بت از روى هستى نيست باطل
بدان كايزد تعالى خالق اوست * ز نيكو هرچه صادر گشت نيكوست
وجود آنجا كه باشد محض خير است * و گر شرى است در وى آن ز غير است
هامش
( 1 ) - به قول حاج ميرزا حبيب خراسانى : مرا پير طريقت جز على نيست .
( 2 ) - آيهء 160 سورهء بقره .
( 3 ) - آيهء 31 سوره توبه .