اجتماع ، نافله در آن دو مسجد مىباشد .
سه ؛ تنافى در مدلول التزامى ، كه دو گونه است : شرعى و عقلى .
اول ؛ تنافى در مدلول شرعى مانند : دليل گوياى وجوب قصر در مسافت چهار فرسخى و دليل گوياى وجوب صوم در اين مسافت كه به خاطر تعدّد موضوع ، ميان اين دو دليل ، تنافى نيست . اما دليل خارجى بر ملازمه شرعى بين افطار و قصر وجود دارد . « 1 » پس دليل وجوب قصر ، التزاما دلالت بر نفى وجوب صوم دارد و دليل وجوب صوم ، التزاما دلالت بر نفى وجوب قصر دارد .
دوم ؛ تنافى در مدلول التزامى عقلى ، مانند : دليل وجوب نفقه كه به دلالت التزام عقلى ، دلالت مىكند بر وجوب مقدمه آنكه كار باشد و اگر دليلى بر عدم وجوب مقدمه باشد قهرا به دلالت التزام ، دالّ بر عدم وجوب ذى المقدمه است . « 2 »
تعارض مستقر و غير مستقر
با توجّه به تعريفى كه براى تعارض ارائه گرديد هرگاه واقعا ميان مدلول دلايل تنافى به گونهاى تناقض و يا تضاد وجود داشته باشد آن را تعارض مستقر نامند ؛ ولى در مواردى كه هرچند به نظر بدوى ميان ادلّه تعارض وجود داشته باشد ، امّا پس از اندك تأملى عرف به راه حل بسيار آسانى دست يابد و هيچگونه تحيّرى براى او باقى نماند آشكار مىگردد كه در واقع به علت فقدان شرايط تناقض و يا تضاد ، تعارضى وجود نداشته است . اين موارد را تعارض غير مستقرّ مىنامند كه به نحو اختصار بيان مىگردد .
هامش
( 1 ) - « إذا قصرت أفطرت و إذا أفطرت قصرت » شيخ حر عاملى ، وسائل الشيعة ج 7 ، ص 130
. ( 2 ) - آشتيانى ، ميرزا محمد حسن ، بحر الفوائد ، ج 4 ، ص 4
.