العقلاء من أهل الملل و الأديان ، حيث إنّهم لا يحترزون ممّا لا تؤمن مفسدته و لا يعاملون معه « 1 » معاملة ما علم مفسدته ، كيف « 2 » ! و « 3 » قد أذن الشارع بالإقدام عليه « 4 » و لا يكاد يأذن بارتكاب القبيح ، فتأمّل .
استدلال به عقل
آخرين دليل از ادلّهاى كه بر قول به برائت اقامه شده ، حكم عقل است .
تقريب استدلال
دليل عقلى بر اينكه در شبهات بدويّه ، بايد برائت جارى شود ، همان قاعدهء معروف « قبح عقاب بلا بيان و مؤاخذهء بلا برهان » است كه به آن « برائت عقليّه » نيز گفته مىشود . يعنى عقل مستقلّ است در اين حكم كه مولا نمىتواند مكلّف را بر مخالفت تكليفى كه حجّتى برآن قائم نشده ، عقاب و مؤاخذه كند ، زيرا مؤاخذه و عقاب در اين صورت ، عقاب بدون بيان و مؤاخذه بدون برهان است ، و قبح مطلب ، به شهادت وجدان ، از واضحات است .
و لا يخفى أنّه . . .
اين عبارت ناظر به وجود اشكالى در استدلال به حكم عقلى مزبور ، و جواب از آن مىباشد .
اشكال - در مقابل قاعدهء عقليّه « قبح عقاب بلا بيان » كه برائت را ثابت مىكند ، قاعدهء « وجوب دفع ضرر محتمل » است كه بر احتياط دلالت دارد .
توضيح مطلب اينكه : اگرچه فرض اين است كه در شبهه بدويّه ، حجّتى ( اعمّ از علم و علمى ) نداريم ، امّا احتمال وجود تكليف در آن منتفى نمىباشد و با وجود اين ، احتمال مىدهيم كه در مخالفتش ضرر باشد و لذا مطابق قاعدهء عقليّه وجوب دفع ضرر محتمل ، احتياط لازم است .
هامش
( 1 ) . أى : ما لا تؤمن .
( 2 ) . أى : كيف يكون الاقدام على محتمل المفسدة قبيحا . . .
( 3 ) . حاليه .
( 4 ) . أى : ما لا تؤمن .