يكى ديگر از آياتى كه به واسطه آن بر حجّيت خبر واحد ، استدلال شده ، آيه نفر است . مصنّف ابتدا سه وجه در تقريب استدلال به آيه نفر را مطرح و سپس آنها را نقد مىكند .
وجه اوّل ( ملازمه ) « 1 »
در اين وجه ، از طريق ملازمه بين محبوبيّت حذر و وجوب آن ، به آيه استدلال مىشود ، به اين بيان :
چنانكه در بحث اوامر گذشت ، تمام ادوات انشاء ، براى ايقاع و انشاء وضع شدهاند ، مانند وضع « ليت » براى تمنّى انشائى ، « لعلّ » براى ترجّى انشائى ، « أمر » براى طلب انشائى و . . . .
بنابراين « لعلّ » در آيهء نفر ( لعلّهم يحذرون ) به معناى ترجّى انشائى و ايقاعى است .
حال بايد ديد كه انگيزه و محرّك براى انشاء ترجّى چيست ؟
امّا نسبت به انسانها :
انگيزه و عامل ، همان ترجّى حقيقى نفسانى و درونى است . يعنى ترجّى نفسانى سبب مىشود كه شخص بگويد : « فيا ليت الشباب يعود يوما . . . »
و امّا نسبت به خداوند متعال :
انگيزه و عامل نمىتواند ترجّى حقيقى و نفسانى باشد ، بلكه محال است ، زيرا رجا و اميد داشتن نسبت به كسى تصوّر دارد كه عاجز باشد و از آينده نيز بىخبر باشد . و چون خداوند بر هر چيزى قدرت و آگاهى دارد ، ترجّى حقيقى نخواهد داشت . اكنون با توجّه به محال بودن اين قسم از ترجّى در مورد خداوند ، بايد ديد انگيزهء انشاى ترجّى در آيه ( لعلّهم يحذرون ) چيست ؟
مصنّف مىفرمايد : انگيزه ، محبوبيّت حذر است ، زيرا حذر و پرهيز از عقوبت ، محبوب است و وقتى محبوب شده ، واجب مىشود ، هم شرعا و هم عقلا .
هامش
( 1 ) . اين وجه در معالم الاصول بيان شده است .