پس حكم ( وجوب تبيّن ) به موضوع ( نبأ ) برفرض شرط ( مجىء فاسق ) تعلّق گرفته است .
با توجّه به اين شرط ، مىتوان گفت كه « نبأ » يك موضوع است كه دو تقدير دارد :
1 - تقدير مجىء فاسق : بر اين تقدير كه منطوق آيه نيز مىباشد ، تبيّن ، وجوب دارد .
2 - تقدير مجىء عادل : بر اين تقدير كه مفهوم آيه است ، تبيّن واجب نمىباشد .
بنابراين به واسطهء مفهوم آيهء نبأ مىتوان بر حجّيت خبر واحد ( كه خبر عدل است ) استدلال نمود .
و لا يخفى أنّه . . .
مصنّف مىگويد : مطابق تقريبى كه بيان شد ، هر دو اشكال شيخ بر اين استدلال ، ردّ مىشود ، به اين توضيح :
مرحوم شيخ در رسائل ، دو اشكال بر استدلال به آيه نبأ از طريق مفهوم شرط ، وارد كرده و فرموده دفع آنها امكان ندارد .
اشكال اوّل شيخ
شرط در آيه
( إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ )
، محقّق موضوع است ( يعنى شرطى است كه قيد و پسوند موضوع بوده و در شاكلهء آن نقش دارد و لذا موضوع را مىسازد ) و شرطى كه محقّق موضوع باشد ، يا اصلا مفهوم ندارد ، و يا اگر مفهوم داشته باشد ، از باب سالبه به انتفاى موضوع است . مثلا در « إن رزقت ولدا ، فاختنه » شرط ( ان رزقت ) محقّق موضوع است . به طورى كه قيد موضوع و جزء آن مىباشد و لذا موضوع ، مركّب از دو جزء مىشود ، يعنى « الولد المرزوق » . در نتيجه اين كلام مفهوم ندارد ، زيرا با انتفاى موضوع ( يعنى جايى كه ولد مرزوق نشد ) حكم ( وجوب ختنه ) نيز منتفى مىشود ، و لكن از باب سالبه به انتفاى موضوع خواهد بود كه ربطى به مفهوم شرط ندارد .
مرحوم شيخ مىفرمايد : در آيه نبأ نيز شرط ( ان جاءكم . . . ) محقّق موضوع است ، يعنى خبرى كه فاسق آورده است ، وجوب تبيّن دارد ( موضوع عبارتست از : النبأ الّذى جاء به الفاسق ) و لذا با انتفاى موضوع ( يعنى جايى كه عادل خبر آورده نه فاسق ) حكم