1 - نقل سبب و مسبّب . « 1 »
يعنى ناقل مىتواند اجماع را به گونهاى نقل كند كه هم متضمّن نقل سبب باشد و هم متضمّن نقل مسبّب .
در اين صورت تفاوتى نمىكند كه ناقل اجماع ، قائل به حدس باشد « 2 » ( چنانكه غالبا اينگونه است ) و يا نقل اجماعش از باب حسّ باشد ( كه بهندرت اتّفاق مىافتد ) 2 - نقل سبب ، عند الناقل
يعنى ناقل مىتواند مسبّب ( رأى معصوم ) را نقل نكند ، و فقط سبب را ، آن هم بر مبناى خودش ( از باب ملازمه عقلى يا عادى و يا اتّفاقى ) نقل كند . و لذا امكان دارد آن سبب ، نزد ناقل ، مثلا از باب ملازمهء عقليّه ، حجّت باشد ، ولى نزد منقول اليه ( كسى كه اجماع براى او نقل شده ) از باب ملازمه عاديه ، حجّت باشد . « 3 »
جهت دوم - مقام اثبات
نقل اجماع از جهت مقام اثبات و دلالت نيز داراى صور مختلف مىباشد كه عبارتند از :
1 - صراحت الفاظ در نقل سبب و مسبّب :
يعنى گاهى ممكن است ناقل اجماع ، الفاظى را به زبان بياورد و يا الفاظى را بنويسد كه نصّ و صريح در نقل سبب و مسبّب باشد . مثل اينكه بگويد يا بنويسد : « أجمعت الأمّة ، من المعصوم و غيره ، على وجوب صلاة الجمعة » .
2 - ظهور الفاظ در نقل سبب و مسبّب
يعنى گاهى الفاظ ، ظهور در نقل سبب و مسبّب دارند ، مثل اينكه بگويد يا بنويسد :
« اين مسئله مورد اجماع امّت است » ، كه لفظ امّت ، در تمام امّت ( اعمّ از معصوم و
هامش
( 1 ) . مقصود از « سبب » همان اجماع و اتّفاق علما است و مقصود از « مسبّب » رأى معصوم عليه السّلام است ، زيرا سبب كشف رأى معصوم ، اتّفاق و اجماع فقهاء است ، و به تعبير ديگر : اتّفاق علماء كاشف و رأى معصوم ، منكشف است .
( 2 ) . مقصود از حدس در اينجا ، مقابل حسّ است ، و لذا شامل اجماع دخولى ، لطفى و ملازمه عاديه و اتفاقيّه است .
( 3 ) . قسم سومى نيز تصوّر مىشود كه عبارتست از نقل سببى كه نه نزد ناقل ، سبب باشد و نه نزد منقول اليه .