[ منظور از امكان ]
در امر دوم بحث در امكان وقوعى است ، يعنى بحث مىشود كه آيا در خارج ، تعبّد به ظنّ امكان دارد ، به طورى كه در فرض ثبوت حجّيت ظنّ ، اگر به آن تعبّد شود ، محذور عقلى ( مانند : تسلسل ، اجتماع نقيضين ، تفويت مصلحت و . . . ) لازم نمىآيد ، و يا تعبّد به ظنّ ، امتناع وقوعى دارد ؟ ( يعنى اگرچه ذاتا امر ممكنى است ولى خارجا عمل و تعبّد به ظنّ ، محذورات عقلى را در پى دارد ) .
نظر مصنّف
مرحوم آخوند و بيشتر اصولىها قائلند كه تعبّد به امارات ظنّيه ، امكان وقوعى نيز دارد ، يعنى مىتوان برطبق اين امارات عمل نمود ، بدون اينكه محذور عقلى لازم آيد .
در اينجا تنها شخصى كه قائل شده تعبّد به ظنّ ، امكان وقوعى ندارد ، ابن قبه است كه توضيح نظر او ، همراه با ردّ آن ، خواهد آمد .
و ليس الامكان بهذا المعنى . . .
مرحوم آخوند در اين عبارت ، نظر شيخ در رسائل را ذكر مىكند و از آن جواب مىدهد ، به اين بيان :
نظر شيخ
شيخ مىفرمايد : در مواردى كه نسبت به امكان چيزى ( چه امكان وقوعى و چه امكان ذاتى ) شكّ شود ، اصل بر امكان آن چيز است و اين اصل طريقى است كه عقلاء برطبق آن عمل مىكنند و يك اصل عقلايى و عرفى در هنگام شكّ در امكان ( بهطور مطلق ) محسوب مىشود . و به عبارت ديگر : عقلاء در مقام شكّ در امكان چيزى به اصالة الامكان تمسك مىكنند ، و در نتيجه امكان آن چيز ثابت خواهد شد .
جواب مصنّف
مرحوم آخوند در ردّ نظر شيخ ، سه جواب مىدهد .
جواب اوّل
در ميان عقلاء چنين بنائى وجود ندارد كه در مورد شكّ در امكان چيزى ، به اصالة