كيف و كان المعنى المركوز منه . . .
مصنّف مىگويد : تعاريفى كه عامّه و خاصّه از « عامّ » كردهاند ، نمىتواند تعاريف حقيقيّه باشد ، زيرا در چنين تعاريفى لازم است معرّف ، مساوى يا أجلى ( اوضح ) از معرّف باشد ، درحالىكه آن معناى ساده و بسيطى كه از « عامّ » در اذهان عموم مردم است ، هم مفهوما واضحتر از تعاريف مذكور است و هم مصداقا .
توضيح مطلب - « عامّ » هم از جهت مفهوم و معنى و هم از جهت مصاديق ، نزد مردم ، واضح است .
امّا مفهوم عامّ ، واضح است ، زيرا « عامّ » يك معناى مركوزى « 1 » در اذهان مردم دارد كه معناى ساده و بسيطى است ، بهطورىكه وقتى گفته مىشود : « عامّ چيست ؟ » به ذهن همه ، يك چيز تبادر مىكند كه همان شمول و عموميّت است ، بهطورىكه همه چيز را شامل مىشود . و اين معنا ، بسيار واضحتر از تعاريف پيچيده و فنّى است كه علماء از عامّ كردهاند .
و امّا مصاديق عامّ ، واضح است ، به اين صورت كه مثلا در فارسى ، كلماتى مانند :
« هر » ، « همه » و . . . از مصاديق عامّ محسوب مىشوند ، چنانكه در عربى ، كلماتى مانند :
« كلّ » ، « جميع » ، « جمع محلّى به ال » و . . . بر عموم دلالت مىكنند .
و لذا يجعل صدق ذاك المعنى . . .
مصنّف در تأييد كلام خويش مىگويد : چون معناى مركوز عامّ ، از تعاريفى كه علماء ذكر كردهاند ، واضحتر است ، صدق آن معناى مركوز بر فردى و عدم صدق آن بر فرد ديگر را ، معيار در اشكال بر اين تعاريف ، از جهت عدم اطّراد يا عدم انعكاس قرار دادهاند .
به بيان ديگر : وقتى علماء از عامّ تعاريفى ذكر كنند و سپس بگويند فلان تعريف ، مانع اغيار نيست يا فلان تعريف ، جامع افراد نمىباشد ، بدون شكّ و شبههاى ، ملاك و مقياس آنها در اين داورى ، همان معناى ساده و بسيطى است كه در اذهان عموم مردم
هامش
( 1 ) . مركوز يعنى كاشته شده و تثبيت شده و ريشه گرفته .