امر اوّل
: مصنّف در اين امر به دو مطلب اشاره دارد :
مطلب اوّل
مقصود از بحث در مسألهء مقدّمهء واجب - بهحسب ظاهر - بحث از ملازمه بين وجوب چيزى و وجوب مقدمهء آن است كه از اين جهت مسئله اصولى خواهد شد ، به اين بيان : عنوان بحث در ميان قدما و متأخرين به دو صورت است :
1 - آيا مقدّمهء واجب ، واجب است يا نه ؟
مطابق اين عنوان ، مسئله مورد بحث ، يك مسألهء فقهى و عملى مىشود نه اصولى .
زيرا در فقه ، از احكام مربوط به افعال مكلّفين بحث مىشود و مقدّمه نيز فعلى از افعال مكلّفين است كه حكم آن معلوم مىشود كه آيا واجب است يا نه ؟
مثلا وضوء كه مقدّمهء نماز است و مشى كه مقدّمهء حجّ است و نصب سلّم ( نردبان ) كه مقدّمهء كون على السطح ( بالاى بام بودن ) است ، جزء افعال مكلّفين محسوب مىشوند كه حكم آنها از جهت وجوب و عدم وجوب ، مورد بحث قرار مىگيرد و همانند بحث از وجوب صلاة ، وجوب صوم و وجوب سائر افعال مكلّفين خواهد بود .
2 - آيا بين وجوب ذى المقدّمه و وجوب مقدّمه ، ملازمه هست يا نه ؟
مطابق اين عنوان ، مسألهء مورد بحث ، يك مسئله اصولى مىشود ، زيرا در آن ، « ملازمه » مطرح است ، كه : آيا به خاطر وجوبى كه مستقيما به ذى المقدّمه تعلّق گرفته ، يك وجوب غيرى مقدّمى هم به مقدّمهء آن تعلّق مىگيرد يا نه ؟
و معلوم است كه مسألهء ملازمه ، يكى از مسائل اصوليّه به حساب مىآيد ، همان گونه كه مسألهء ملازمه ( بحث اينكه آيا امر به شىء با نهى از ضدّ آن شىء ، ملازمه دارد يا نه ؟ ) نيز از مسائل اصوليّه به شمار مىآيد .
نظر مصنّف
مصنّف مىگويد : وقتى بحث وجوب مقدّمه به نحوى كه مسئله اصولى شود ، قابل مطرح باشد ، چه داعى است كه بحث بهگونهاى كه مسئله فقهى شود ، مطرح ، و به دنبال آن گفته شود اين بحث استطرادى مىباشد ؟ !