جواب دوم ( مع لزوم . . . )
اگر اين دو آيه بر وجوب مسارعه و استباق دلالت كنند ، تخصيص اكثر لازم مىآيد و اين مستهجن است . زيرا اوّلا : تمام مستحبّات ( كه شايد تعدادشان بيش از واجبات و يا حد اقلّ مساوى با واجبات است ) خارج مىشوند چون چيزى كه مستحبّ است ، مسارعه و استباق آن واجب نمىباشد ، و ثانيا : بسيارى از واجبات هم ( مانند : « واجبات موسّع » و « واجبات مضيّق » ) خارج خواهند شد ، زيرا واجب موسّع ( مانند : « صلاة » در اوّل وقت ) هيچگاه وجوب مسارعه و استباق ندارد ، بلكه مكلّف مخير است كه آن را تأخير بيندازد . و واجب مضيّق هم ( مانند : « صوم » كه وقت خاصّى ندارد ) چنين است .
بنابراين با خروج تمام مستحبّات و كثيرى از واجبات ( و بلكه اكثر واجبات ) ، وجوب استباق و مسارعه تنها نسبت به واجبات فورى ( واجباتى كه فورا ففورا بايد انجام شوند ) فرض مىشود ، مثل « نماز آيات » كه اگر فورا خوانده نشود ، در لحظه بعد هم فورى است و اگر لحظهء بعد هم ترك شود ، در لحظهء بعدش فورى است و هكذا . . . و معلوم است كه چون استثناى مذكور ، مستلزم تخصيص اكثر مىباشد كه مستهجن است ، بايد صيغهء أمر ( سارعوا ، استبقوا ) بر خصوص « ندب » يا مطلق « طلب » ( أعمّ از وجوب و ندب ) حمل شود .
جواب سوم ( و لا يبعد . . . )
أمر در « سارعوا » و « استبقوا » ارشادى است نه مولوى « 1 » ، زيرا بعيد نيست كه عقل - بهطور مستقلّ - حكم كند كه مكلّف و عبد بهتر است براى امتثال أمر مولى ، سرعت و سبقت بگيرد ، زيرا امكان دارد كه بعدا ، به جهت مانعى ، نتواند اوامر او را اطاعت كند .
بنابراين چنين امرى ارشاد به همان حكم عقل است ، مانند أمر در آيه
أَطِيعُوا اللَّهَ . . . *
كه عقل به اطاعت مولى حكم مىكند و آيه ارشاد به آن است ، با اين تفاوت كه در « أطيعوا » أمر به اصل اطاعت تعلّق گرفته است ، ولى در اينجا أمر به كيفيّت اطاعت ( كه مثلا با سرعت و سبقت باشد ) تعلّق گرفته است .
هامش
( 1 ) . اگر امر ، مولوى باشد ، هنگام امتثال ، دو ثواب ( يكى براى اصل اطاعت و ديگرى براى عمل ) دارد و هنگام عصيان ، دو عقاب دارد ( يكى براى عدم اطاعت و ديگرى براى ترك عمل ) .