مدلول جملهء انشائيّه باشد .
و همچنين است « نهى » ، زيرا جمله « لا تضرب زيدا » فقط كشف مىكند كه در نفس نهىكننده ، نسبت به اين مسئله كراهت وجود دارد نه اينكه « كراهت » ، كلام نفسى و مدلول جمله انشائيّه باشد .
بنابراين نبايد گمان شود كه « عدليه » ، وقتى كلام نفسى اشاعره را قبول ندارند ، كلام نفسى ديگرى را قصد مىكنند ، زيرا عدليّه اساسا منكر وجود كلام نفسى هستند .
اشكال ( ان قلت . . . )
اگر صفات مشهوره « كلام نفسى » و مدلول كلام لفظى نيستند ، پس مدلول كلام لفظى چيست ؟
جواب اشكال ( قلت . . . )
كلام لفظى از دو حال خارج نيست :
1 - جملات خبريّة : اين جملات بر دو گونهاند :
الف - جملات خبريّه ايجابيّه ( مثل « زيد قائم » ) كه بر وقوع و ثبوت نسبت بين دو طرف ( موضوع و محمول ) دلالت مىكنند ( يعنى نسبت قيام به زيد ، واقع شد ) .
ب - جملات خبريّه سلبيّه ( مثل « ليس زيد بقائم » ) كه بر لا وقوع نسبت بين دو طرف دلالت مىكنند ( يعنى نسبت قيام به زيد ، واقع نشد ) .
بنابراين مدلول كلام لفظى در جملات خبريّه ، « علم مخبر به نسبت » نيست تا اين كلام لفظى برآن ( به عنوان « كلام نفسى » ) دلالت كند ، بلكه مدلول كلام لفظى در اين جملات « وقوع نسبت » يا « لا وقوع آن » است ، البته از إخبار مخبر معلوم مىشود كه او از قضيّه آگاه بوده است ، ولى اين مطلب ارتباطى به اينكه « علم او » جزء مدلول كلام لفظى باشد ، ندارد .
2 - صيغههاى انشائيّه : اين صيغهها نيز بر دو گونهاند :
شرح كفاية الأصول — صفحة 383
مساهمون: الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
ص٣٨٣