و لا ينافيه اشتراط . . .
مصنّف قدّس سرّه در اين عبارت اشاره دارد به اينكه ممكن است توهّم شود نظريهاى كه براى تأييد ذكر شد ، با نظريهء ديگرى از ادبا تنافى دارد ، و لذا از اين توهّم جواب مىدهد .
توهّم : ادبا در باب « اسم فاعل » ( كه از مشتقّات به شمار مىآيد ) شرط كردهاند در صورتى مىتواند عمل كند كه به معناى حال يا استقبال باشد ، مانند : « جاءنى زيد الضارب عمرا غدا أو الآن » كه عمل كردن « ضارب » در معمولش ( عمرو ) مشروط به اين است كه معناى حال و يا استقبال را افاده كند .
در نتيجه : اين كلام با كلام قبلى تنافى پيدا مىكند ، چون با اين بيان وقتى اسم فاعل دالّ بر زمان شد ، مشتقّات نيز ( كه اسم هستند ) بر زمان دلالت مىكنند و لذا بايد « حال » را در عنوان مشتقّ ، به معناى حال نطق و زمان حاضر دانست ، در صورتى كه مقتضاى كلام سابق اين بود كه اسم ، دالّ بر زمان نيست و « حال » در عنوان مشتق به معناى حال نطق و زمان حاضر نمىباشد .
ردّ توهّم : اسم فاعل اگر بخواهد عمل كند ، به حسب وضع ، دالّ بر زمان نيست ، ( زيرا اسم به هيچ وجه بر زمان دلالت نمىكند ) بلكه به واسطهء قرينه ( مانند : الآن ، غد و . . . ) بر زمان دلالت مىكند ، چنانكه در مثال ذكر شد .
و شاهد بر اينكه ادبا دلالت اسم فاعل بر زمان را به واسطهء قرينه مىدانند نه وضع ، آن است كه آنها اتّفاقنظر دارند بر اينكه استعمال مشتقّ نسبت به زمان آينده ، مجاز است مانند :
« زيد ضارب غدا » و حال آنكه اگر « ضارب » براى زمان استقبال وضع مىشد ، نمىبايست اين مثال مجاز باشد .
لا يقال . . .
مصنّف قدّس سرّه پس از بيان مدّعاى خود ( كه از كلمهء « حال » در عنوان نزاع « زمان حاضر » اراده نشده است ) اشكالى را مطرح كرده و جواب مىدهد .
اشكال : بدون شكّ هنگامى كه لفظ « حال » بهطور مطلق و بدون قرينه استعمال مىشود ، ظهور در زمان حاضر خواهد داشت ، مثل اينكه گفته شود : « حالا ببين ، حالا بيا ، حالا آمد و . . . » كه در تمام اين موارد كلمه « حال » در زمان حاضر ، ظهور دارد .
شرح كفاية الأصول — صفحة 245
مساهمون: الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
ص٢٤٥