1 - مصادر مزيده
مثل : إكرام ، انصراف ، اتّصاف و . . . كه همانند مصادر مجرّده ، از ذات انتزاع نمىشوند و دالّ برآن نيستند ، بلكه فقط بر صفت و حدثى كه ذات به آن حدث متّصف مىباشد ( و آن حدث قائم به ذات است ) ، دلالت مىكند . بنابراين از مورد نزاع خارج هستند . « 1 »
2 - أفعال
مثل : ضرب ، علم ، نصر و . . . كه اينها نيز فقط بر انتساب مبدأ و قيام آن به ذات ، دلالت مىكنند نه اينكه از ذات انتزاع شوند و برآن دلالت نمايند ، لذا گفتن « زيد ضرب » صحيح نيست .
البته اين مطلب بايد معلوم باشد كه افعال بر دو گونهاند :
1 - أفعال اخبارى ، كه قيام مبدأ اشتقاق بر آنها به دو صورت است :
الف - قيام صدورى ، مثل : « ضرب زيد » كه بر صدور « ضرب » از سوى ذات ( زيد ) دلالت مىكند .
ب - قيام حلولى ، مثل : « ابيضّ الوجه » كه بر حلول « بياض » در ذات ( وجه ) دلالت مىكند .
2 - افعال انشائى ( طلبى ) ، چه طلب فعل ( در اوامر ) و چه طلب ترك ( در نواهى ) ، مثل :
« اضرب » كه بر طلب ضرب از سوى ذات ، و « لا تضرب » كه بر طلب ترك ضرب از سوى ذات ، دلالت مىكند .
هامش
( 1 ) . مرحوم آية اللّه العظمى حكيم قدّس سرّه فرموده است : چرا خصوص مصادر مزيده از محل نزاع خارج شده ، بلكه مصادر مجرّده نيز مورد نزاع نيست ، ولى از اين نكته غفلت كردند كه مرحوم آخوند ، مصادر مجرّده را طبق مبناى مشهور ، مشتقّ نمىداند ، زيرا مصادر مجرّده فقط مبدأ اشتقاق قرار مىگيرند ، مثل : « علم » كه مبدأ اشتقاق براى « عالم » است ، زيرا علم فقط بر حدث ، دلالت مىكند ، بخلاف مصادر مزيده ، نظير إكرام كه مشتقّ از « كرم » و يا نظير اكتساب كه مشتقّ از « كسب » مىباشد .