الثّالث عشر :
إنّه « 1 » اختلفوا فى أنّ المشتقّ حقيقة فى خصوص ما تلبّس بالمبدا فى الحال « 2 » ، أو فيما يعمّه و ما انقضى عنه « 3 » ، على أقوال ، بعد الاتّفاق على كونه مجازا فيما يتلبّس به فى الاستقبال .
و قبل الخوض فى المسألة ، و تفصيل الأقوال فيها ، و بيان الاستدلال عليها ، ينبغى تقديم أمور :
امر سيزدهم : مشتقّ
مشتقّ در استعمالاتش ، سه صورت دارد كه دو صورت آن ، مورد اتّفاق است و در يك صورت ، اختلاف شده است :
دو صورت مورد اتّفاق
در يكى از اين دو صورت ، استعمال مشتقّ به نحو حقيقى و در صورت ديگر ، به نحو مجازى است .
صورت حقيقى : عبارت است از استعمال مشتقّ در خصوص « ما تلبّس بالمبدا فى الحال » ، و چون مقصود از « حال » ، زمان تلبّس ذات به مبدأ اشتقاق « 4 » است ، شامل زمانهاى ماضى ، حال و آينده مىباشد .
مثلا به « زيد » ى كه قبلا عالم بوده است ، گفته شود : « زيد كان عالما » يا اگر در زمان حال ، عالم است ، گفته شود : « زيد يكون عالما » و اگر در آينده عالم خواهد شد ، گفته شود : « زيد سيكون عالما » .
به اتّفاق علماء ، چنين استعمال و اطلاقى ، حقيقت است و در آن اختلافى نيست و از محلّ نزاع ، خارج مىباشد ، زيرا معلوم است كه اطلاق مشتق ( مانند : « عالم » ) بر ذات ( مانند :
« زيد » ) در حال تلبّس ذات به مبدأ اشتقاق ( علم ) ، اشكالى ندارد ، به جهت اينكه واقعا ذات در
هامش
( 1 ) . ضمير شأن .
( 2 ) . أى : حال التلبّس بالمبدا .
( 3 ) . أى : ما انقضى عنه المبدأ .
( 4 ) مثلا مبدأ اشتقاق « عالم » عبارت است از « علم » .