و ترك اطاعت الهى از موارد تخلف چنين ارادهاى است .
22 . ارادهء تكوينى
به مبحث « ارادهء تشريعى » رجوع شود .
23 . ارادهء جدّى
به مبحث « ارادهء استعمالى » رجوع شود .
24 . ارادهء حقيقى
به مبحث « ارادهء انشايى » رجوع شود .
25 . ارادهء فعلى
به مبحث « ارادهء استقبالى » رجوع شود .
26 . ارتكاز متشرّعه
در كتاب الاصول العامه « 1 » آمده : اصطلاح ارتكاز متشرعه در زمان حاضر از سوى تعدادى از استادان اصول فقه رايج شده است . ظاهرا منظور آنان اين است كه : علاوه بر وجود سيره بر فعل يا ترك چيزى ، نوع حكم آن در شعور و عمق ذهن جاى گرفته باشد ، گرچه منشأ آن ناشناخته باقى بماند .
فرق ارتكاز متشرعه با سيرهء عقلاء يا متشرعه در اين است كه چون سيره دليل لبى است ، پس به لحاظ تعيين نوع حكم مجمل است . اما ارتكاز متشرعه ، نوع حكم را از وجوب يا حرمت يا . . . معين مىكند . حجيت ارتكاز متشرعه زمانى است كه ثابت شود حكم در زمان ائمه صادر شده است ، و تقرير آن بزرگواران پشتوانهء آن قرار گيرد .
27 . استحسان « 2 »
استحسان در لغت بهمعناى نيكو شمردن و پسنديدن است ، و در اصطلاح تعاريف متعددى از آن ارائه شده است . و چون مذاهب حنفى ، مالكى و حنبلى به قاعده استحسان تمسك جستهاند ، لذا از هريك از آنان تعريفى در مورد اين قاعده بيان مىشود .
الف . حنفيه در تعريف استحسان مىگويند : « استحسان دليلى است كه در ضمير مجتهد خطور
هامش
( 1 ) . الاصول العامه للفقه المقارن ، ص 200 .
( 2 ) . قوانين الاصول ، ج 2 ، ص 92 ؛ اصول الفقه ، ج 3 ، ص 205 ؛ الاصول العامه للفقه المقارن ، ص 359 ؛ اصول الاستنباط ، ص 337 ؛ المستصفى من علم الاصول ، ج 1 ، ص 274 ، الرسالة ، ش 1464 ، 1468 .